وظایف و اختیارات شورای نگهبان

شورای نگهبان از نهادهای نظارتی نظام جمهوری اسلامی ایران است که از دوازده عضو تشکیل شده است. شش عضو از این دوازده تن فقهایی هستند که با حکم رهبر عزل و نصب می‌‌شوند و شش عضو دیگر حقوقدانانی هستند که با معرفی رییس قوه قضاییه و اعلام نظر نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌‌شوند.

وظایف واختیارات

بند اول ـ نظارت بر قوانین و مقررات

وظیفه اصلی شورای نگهبان پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از طریق نظارت بر قوانین و مقررات می‏باشد.قانون اساسی دامنه ضرورت تطبیق قوانین ومقررات کشور با شرع و قانون اساسی را به ترتیب ذیل مشخص نموده است:

1 ـ اصل چهارم قانون اساسی مقرر می‏دارد: «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی،مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد.این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات‏دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است» .

اصل مذکور قاعده آمره‏ای است که اجرای آن می‏تواند گامی اساسی در تحقق وفعلیت یافتن حاکمیت اسلام از طریق حکومت جمهوری اسلامی به شمار آید.تأکیدقانون اساسی بر اساس قرار دادن موازین اسلامی در مورد «کلیه قوانین و مقررات...» وحاکم بودن آن «بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر»خود مؤید این مطلب به نظر می‏رسد.در این خصوص، قانون اساسی فقهای شورای نگهبان را مرجع تمیز و تشخیص مطابقت قوانین و مقررات با موازین اسلامی دانسته است، بدون آنکه آئین تشخیص و نحوه به اجرا در آوردن حکم آن را مشخص کرده باشد.

2 ـ به موجب اصل هفتاد و یکم: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدودمقرر در قانون اساسی می‏تواند قانون وضع کند» . به ترتیبی که ملاحظه می‏شود، بر عکس حاکمیت موازین اسلام بر اطلاق و عموم قوانین، حاکمیت قانون اساسی فقط ناظر بر مصوبات مجلس شورای اسلامی است بنابراین، قوانین و مقررات گذشته، تا زمانی که مورد اصلاح و تجدید نظر قرار نگرفته باشند (و لو آنکه مخالف قانون اساسی به نظر برسند) معتبر خواهند بود. با توجه به ضرورت‏های فوق، موارد و مراتب و چگونگی نظارت شورای نگهبان برقوانین و مقررات از نظر شرع و قانون اساسی به ترتیب ذیل قابل بررسی است:

اول ـ نظارت شرعی بر اصول قانون اساسی

اصول قانون اساسی توسط «قوه مؤسس قانونگذار» (مجلس بررسی نهایی قانون اساسی و آراء عمومی) به تصویب رسیده است.در این خصوص، هیچیک از اصول بردیگری مزیت و رجحان ندارد، منطق قانونگذاری اقتضا نمی‏کند که در یک قانون واحد (با اصول همسطح و همزمان) اصلی را فدای اصلی دیگری بنماییم.با وجود این، برخی از علماء حقوق، علاوه بر طبقه‏بندی سنتی قواعد حقوقی (قانون اساسی، قوانین عادی، مقررات دولتی و..). گاهی اوقات نسبت به قواعد حقوقی واحد قائل به دسته‏بندی وقبول سلسله مراتب هستند.مثلا در قانون اساسی پاره‏ای از اصول فرا دستوری (1) رامی‏پذیرند که احکام آن بر سایر اصول قانون اساسی برتری دارد.اعلامیه‏های حقوقی وحقوق فطری از آن جمله‏اند. (2) قانونگذار اساسی ما نیز، با مبنا قرار دادن حاکمیت اسلام، چنین طبقه‏بندی را در اصل چهارم قانون اساسی تأسیس نموده و ضمن اعلام ضرورت انطباق کلیه قوانین و مقررات با موازین اسلام، مقرر می‏دارد: «این اصل براطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی...حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است» .

البته، طبقه‏بندی مذکور، به معنای بطلان اصول متعارض به نظر نمی‏رسد، بلکه همه اصول پا بر جا می‏ماند، اما به هنگام تطبیق مصوبات مجلس با موازین اسلام و قانون اساسی، اگر مصوبه مورد نظر، پس از تشخیص اکثریت اعضای شورای نگهبان، دراجرای قانون اساسی و با قانون اساسی منطبق بود، ولی با تشخیص اکثریت فقهای این شورا، خلاف موازین شرعی به نظر رسید، این مصوبه قابل اجراء نمی‏باشد و برای تجدید نظر به مجلس برگردانیده می‏شود.نمونه بارز آن، موضوع «دولتی کردن بازرگانی خارجی» مصوب 21/2/1361 مجلس شورای اسلامی می‏باشد که در اجرای اصل چهل و چهارم قانون اساسی (که بازرگانی خارجی را جزء بخش دولتی مقرر داشته است) به تصویب رسید.شورای نگهبان، پس از بررسی، این لایحه را از لحاظ قانون اساسی مورد تأیید قرار داد، اما از لحاظ موازین شرعی انحصار دولتی نسبت به صادرات و واردات مورد تأیید این شورا قرار نگرفت (3).

دوم ـ نظارت شرعی و قانونی بر مصوبات مجلس

«مجلس شورای اسلامی نمی‏تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد.تشخیص این امر...بر عهده شورای نگهبان است» (اصل هفتاد و دوم) .

در اجرای این منظور، اصل نود و چهارم مقرر می‏دارد:

«کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاد شود.شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف مدت ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق برموازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد و چنانچه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس بازگرداند.در غیر این صورت مصوبه قابل اجرا است» .

علاوه بر آن، به موجب اصل هشتاد و پنجم:

«در موارد ضروری (مجلس) می‏تواند اختیار تصویب برخی از قوانین را با رعایت اصل هفتاد و دوم به کمیسیون‏های داخلی خود تفویض کند...همچنین مجلس...می‏تواندتصویب دائمی اساسنامه سازمانها، شرکتها، مؤسسات دولتی یا وابسته به دولت را بارعایت اصل هفتاد و دوم به کمیسیونهای ذیربط واگذار کند...» .

به بررسی موضوع می‏پردازیم:

الف ـ ضرورت ارسال کلیه مصوبات به شورای نگهبان

.مجلس شورای اسلامی در مقام قانونگذاری و نظارت، و در موارد گوناگون، اصالتاو یا از طریق کمیسیون‏های داخلی خود اقدام به تصویب می‏نماید.این مصوبات، پس ازطی مراحل قانونی، لازم الاجرا می‏گردد و در مجموعه قوانین قرار می‏گیرد.بدین خاطر،از لحاظ انطباق با شرع و قانون اساسی، ارسال تمامی مصوبات اعم از قوانین (عام،خاص، تفویضی، تفسیری و بودجه) و یا مصوبات ناشی از نظارت استصوابی مجلس برقوه مجریه (نظیر عهدنامه‏ها و موافقت‏نامه‏های بین المللی) به شورای نگهبان الزامی

است.البته، باید توجه داشت که مجلس، در ایفای همه وظایف خود (قانونگذاری ونظارت) در اتخاذ تصمیم از طریق رأی اکثریت اقدام به «تصویب» می‏نماید.اگر آنگونه که قانون اساسی مقرر می‏دارد: «مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد» (4) به قضیه توجه کنیم، ظاهرا همه مصوبات مجلس باید برای بررسی به شورای نگهبان فرستاده شود.در این مورد دو نظر متفاوت به ذهن خطور

می‏کند:

1 ـ با توجه به ظاهر برخی اصول (5) به ویژه اصل چهارم، که اشاره صریح به اصطلاح «قوانین و مقررات» و لزوم تطبیق آن با موازین اسلامی دارد، این ضرورت فقط شامل مصوبات مربوط به قوانین می‏شود و ربطی به سایر موارد ندارد.

2 ـ به تصریح اصل نود و یکم، منظور اصلی قانونگذار اساسی از تشکیل شورای نگهبان «پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها» است.از این عبارت جز تصریح به مطلق «مصوبات» قرینه دیگری مشاهده نمی‏شود.فرض ضرورت تطبیق مصوباتی که پس از طی مراحل،به صورت قانون در می‏آیند، ضرورت تطبیق سایر اعمال مجلس را با قانون اساسی و

شرع نفی نمی‏کند.زیرا، اگر بنا بر ملاک قرار دادن قانون اساسی و موازین شرعی در کلیه امور باشد، نمی‏توان تخلف از آنها را نادیده گرفت.فلذا، نظارت ضرورت پیدا می‏کند. با ملاحظه مذاکرات خبرگان قانون اساسی که بارها اصطلاح «تقنین» را به کاربرده‏اند (6) و همچنین اصل 143 پیش‏نویس قانون اساسی، که تصریحا اشاره به «قوانین عادی» نموده است (7) نظر دوم (حق نظارت شورا بر عموم مصوبات) قابل دفاع به نظرنمی‏رسد.

ب ـ تکلیف شورای نگهبان

ضرورت تطبیق مصوبات مجلس با شرع و قانون اساسی، شورای نگهبان را موظف به بررسی و اظهارنظر در ظرف ده روز می‏نماید.این تکلیف قانونی برای آن است که شورا، در اجرای وظایف مقرر، اولا، کار تطبیق را در کوتاه‏ترین مدت انجام دهد و ثانیا،در ادای تکلیف خود مسامحه ننماید، زیرا مجلس، به عنوان کانون مصالح‏اندیشان جامعه و نمایندگان اراده مردم، اجرای اموری را برای کشور ضروری می‏داند و از طریقمصوبات خود اجرای آن را خواستار می‏شود.بنابراین، برای آنکه مسامحه و معطلی پیش نیاید، شورای مذکور باید «الزام و اجبار عملی» (8) برای پاسخ و اظهارنظر ظرف مدت مهلت مقرر داشته باشد.ضمانت اجرای این الزام آن است که، در صورت عدم اظهارنظر ظرف مهلت مقرر «مصوبه قابل اجرا است» .در اینجا، سکوت و عدم اظهارنظر، تلقی به عدم مغایرت آن مصوبه با موازین شرع و قانون اساسی خواهد شد. (9) حاصل ضمانت اجرای مذکور، از یک طرف، جلوگیری از تعطیلی امور مردم می‏باشد واز طرف دیگر، مسؤولیت اخلاقی آن متوجه شورای نگهبان به عنوان «پاسدار شرع وقانون اساسی» خواهد شد.

ج ـ مهلت اظهار نظر شورا

در اصل نود و چهارم مقرر شده است، شورای نگهبان موظف است مصوبات مجلس را حداکثر ظرف مدت ده روز از تاریخ وصول مورد بررسی قرار دهد و درصورت مغایرت، آن را به مجلس باز گرداند.مهلت مقرر مذکور، از آن جهت که شورای نگهبان را مقید به پاسخ می‏نماید، منطقی به نظر می‏رسد.اما، تراکم کار در ایفای وظایف محوله و بررسی مصوبات، به ویژه مصوبات مفصل، ممکن است شورا را به نحوی در

مضیقه قرار دهد که علی رغم تمایل به سرعت در مهلت یاد شده، قادر به ارسال پاسخ نباشد.در این خصوص، اصل نود و پنجم تمدید مهلتی را بدین ترتیب مقرر داشته است:

«در مواردی که شورای نگهبان مدت ده روز را برای رسیدگی و اظهار نظر نهایی کافی نداند، می‏تواند از مجلس شورای اسلامی حداکثر برای ده روز دیگر با ذکر دلیل خواستار تمدید وقت شود» .  در این اصل تشخیص ضرورت تمدید وقت به عهده شورا محول شده است.در نتیجه، به محض اعلام آن، تمدید مدت اعمال می‏شود و نیازی به موافقت مجلس نمی‏باشد.البته، شورای نگهبان باید، قبل از انقضای مدت ده روز، نیاز به تمدید وقت راعنوان کند.در غیر اینصورت، موضوع مشمول اصل نود و چهارم محسوب می‏شود و

«مصوبه قابل اجرا است» .

د ـ نظارت بر مصوبات کمیسیون‏های داخلی مجلس

.پیش از این، موضوع قانونگذاری تفویضی در مورد قوانین آزمایشی و تصویب دائمی اساسنامه‏ها توسط کمیسیون‏های داخلی مورد بررسی قرار گرفت.این مصوبات نیز، نمی‏تواند با اصول و احکام مذهب رسمی کشور مغایرت داشته باشد و تشخیص آن نیز بر عهده شورای نگهبان است. (10) بنابراین، پس از تفویض اختیار وضع بعضی ازقوانین آزمایشی و یا تصویب اساسنامه‏ها از مجلس به کمیسیون‏های داخلی (11) ،مصوبات این کمیسیون‏ها، همانند مصوبات مجلس، باید به شورای نگهبان فرستاده شودو این شورا موظف است آن را بر اساس ضوابط مقرر در اصول 94 و 95 قانون اساسی بررسی نماید.

ذیل قسمت اول اصل هشتاد و پنجم، تصویب نهایی قانون آزمایشی را با مجلس دانسته است.در این خصوص، چون در تصویب آزمایشی قانون توسط کمیسیون نظر شورای نگهبان تأمین شده است، چنانچه همین قانون پس از انقضای مدت عینا به تصویب نهایی مجلس برسد، آیا ضرورتی بر نظارت مجدد شورای نگهبان خواهد بود؟به نظر می‏رسد که چون اعتبار قانون آزمایشی محدود به مدت مقرر است، پس ازانقضای مدت، اعتبار آن تمام شده تلقی می‏شود.برای تصویب نهایی این قانون تماممراحل قانونی خود را طی می‏کند و علی الاصول برای تأیید به شورای نگهبان فرستاده می‏شود.در این مرحله، هر چند که شورای نگهبان در تفسیر موضوع با توجه به درک موقعیت زمان اظهار نظر می‏نماید، ممکن است، در اظهار نظر جدید، از نظر سابق خودعدول نماید.در این صورت، مصوبه اخیر باید با نظر جدید تطبیق داده شود.اما، به

هر حال، برای آنکه اظهارنظرهای دوگانه پیش نیاید، شورای نگهبان در بررسی قوانین آزمایشی باید منتهای دقت را در این خصوص بنماید.

بند دوم ـ تفسیر قانون اساسی

قواعد حقوقی از آن جهت که حق و تکلیف را مشخص می‏کنند، باید آنچنان صریح و روشن باشند که مجریان قادر به اجرای آن قواعد باشند و تابعان آن قواعد، در ادای تکالیف و یا برخورداری از حقوق یا سرگردانی و ابهام روبرو نگردند.صراحت و روشنی قواعد، کمال مطلوب است.اما، مسائل جامعه آنقدر وسیع و پر زاویه است که‏قانونگذار، علی رغم بکارگیری تمام مراتب دقت و احتیاط، قادر نخواهد بود آنچه را که لازم است پیش‏بینی نماید.همچنین، با وجود انتظاری که از قانونگذار، در بیان قوانین می‏رود، گاهی اوقات، زبان قانون اساسی نمی‏تواند قادر به بیان تمام مطالب باشد.ازطرف دیگر، مسائل و مستحدثات و تغییر احوال جامعه به گونه‏ای است که نمی‏توان تمام جزئیات را پیش‏بینی نمود.لذا، قانونگذار اکتفاء به ذکر کلیات و اصول مطالب می‏نماید وتطبیق جزئیات امر را به مجریان، و توضیح مبهمات را به آیندگان می‏سپارد. با توجه به این مراتب است که، در علم حقوق باب تفسیر همیشه مفتوح می‏ماند، تابه کمک آن بتوان به راحتی به حل و فصل امور پرداخت.تدوین قانون از فکر و اندیشه قانونگذار ناشی می‏شود و توسط مجریان به مرحله عمل در می‏آید.بنابراین، می‏توان گفت: تفسیر، علمی است که بین مفهوم ذهنی و مفهوم مادی رابطه منطقی برقرارمی‏نماید.به عبارت ساده و کوتاه: تفسیر عبارت از مطابقت دادن قانون با عمل و اجرامی‏باشد. (12) بدین ترتیب است که مفسر از طرق ادبی (13) ، منطقی (14) ، تاریخی (15) و نظایر

آن به هدف و منظور قانونگذار دست می‏یابد و با اعلام نظر تفسیری مواد قانون را روشن و برای اعمال و اجرا آماده می‏سازد.

بند سوم ـ نظارت بر داوطلبی، انتخابات و همه‏پرسی

نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش از طریق مشارکت همگانی بر امور سیاسی اعمال می‏شود . در این امر مهم، همه افراد مردم به صحنه سیاسی دعوت می‏شوند و مدعیان زمامداری از بین آنان داوطلب و انتخاب می‏گردند، تا اریکه قدرت را به قصد خدمت به مردم در دست خود گیرند .

برآیند آزادی آراء مردم و رقابت‏های سیاسی داوطلبان پدیده‏ای است که آن را «اداره امور کشور به اتکای آراء عمومی» (16) می‏شناسند. این آزادی و رقابت فی نفسه سالم و مطلوب است. اما، میل به قدرت عاملی است که اکثرا رقابت ناسالم و مکارانه را به همراه خود آورده، در آراء مردم اختلال و فساد ایجاد می‏نماید. بدین خاطر است که، برای احتراز از مفاسد احتمالی، امر نظارت بر آراء عمومی در تمام کشورهایی که حکومتهای مردم سالاری دارند مورد قبول قرار گرفته است. این نظارت باید به دست کسانی باشد که علاقه و منفعت خاصی نسبت به نتیجه انتخابات نداشته باشند، تا بتوانند درستی و امانت لازم را در کار نظارت بی‏طرفانه بکار گیرند. در این خصوص، اصل نود و نهم قانون اساسی مقرر می‏دارد:

«شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد» .

پی‏نوشت‏ها:

.constitutionnels ـ Principes supra (1)

2 ـ دکتر ابوالفضل قاضی: حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، ص .101

3 ـ رک: سید محمد هاشمی: حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 1، ش .285

4 ـ اصل نود و سوم قانون اساسی.

5 ـ اصول 4، 72، 85 و 97 قانون اساسی.

6 ـ صورت مشروح مذاکرات (یاد شده) ج 2 ص .948

7 ـ اصل 143 پیش‏نویس قانون اساسی: «به منظور پاسداری از قانون اساسی از نظر انطباق قوانین

عادی با آن، شورای نگهبان قانون اساسی تشکیل می‏شود» .

8 ـ صورت مشروح مذاکرات (یاد شده) ج 2 ص .957

9 ـ همان مأخذ.ص .956

10 ـ مستفاد از اصول هشتاد و پنجم، هفتاد و دوم و نود و ششم قانون اساسی.

11 ـ مواد 168 تا 173 آیین نامه داخلی مجلس.

.Raymond Barraine.Dictionnaier de droit op.cit p 178) adaptation de la loi a la pratique'interpretation est l'L (12)

13 ـ تفسیر ادبی، وقتی است که قانون مبهم باشد و بتوان با ملاحظه دقایق ادبی از آن رفع ایهام نمود.

مفسر از این طریق، جمله‏بندی‏ها، دستور زبان و نحوه ارائه مطالب را مد نظر قرار داده و از لابلای کلمات

به مقصود مقنن دست می‏یابد.

14 ـ تفسیر منطقی، وقتی است که با مراجعه به مواد مشابه، مجاور و مرتبط از جهات تاریخی و یا

موضوعی و همچنین اصول و سرفصلها و علت وضع هر یک از مواد بتوان پس از رفع ابهام و اجمال به

مقصود اصلی قانونگذار دست یافت.

15 ـ تفسیر تاریخی، وقتی است که از طریق پی بردن به علت وضع قانون در زمان و منشأ تاریخی که

سبب پیدایش آن قاعده شده است بتوان مقصود مقنن را درک نمود.

.16 اصل ششم قانون اساسی.

منبع :

حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج 2، هاشمی، سید محمد ؛

ازسایت

http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=5178

رنگين كمان بسازيم

آزمايشي خدمتتان معرفي مي كنيم كه به راحتي مي توانيد آن را در كلاس انجام دهيد. شروع كنيد : چرا درآسمان رنگين كمان تشكيل مي شود ؟ در اين آزمايش مي خواهيم نور سفيد چراغ قوه را به رنگ هاي رنگين كمان تجزيه كنيم كه با دليل آن آشنا شويد . آن چه نياز داريم : كاغذ سفيد – ظرف شيشه اي – آب – چراغ قوه – خمير بازي – آينه

1.  ظرف را تا نيمه از آب پر كنيد. ( بهتر است ظرف گشادي مثل يك مرغ خوري را در نظر بگيريد .)

2.  آينه را به طور مايل در ظرف قرار دهيد.( با استفاده از خمير بازي آينه را به ته ظرف بچسبانيد )

3.  چراغ قوه را در كنار ظرف نگه داريد . نورآن را به قسمتي از آينه كه زير آب است ، بتابانيد.

4.  اگر كاغذ سفيد را بالاي چراغ قوه نگه داريد ، روي آن رنگين كمان تشكيل خواهد شد

.( نور سفيد به رديفي از رنگ هاي آبي تا قرمز تجزيه مي شود . با حركت دادن و كج و راست كردن چراغ قوه مي توانيد كاري كنيد كه رنگين كمان را بهتر ببيند .)

 اگر هنگامي كه خورشيد مي تابد ، باران ببارد، قطره هاي ريز باران نور سفيد خورشيد را به رنگ هاي مختلف تجزيه ميكنند و در آسمان رنگين كمان تشكيل مي شود . اين درست مشابه همان پديده اي است كه در آزمايش بالا با نور چراغ قوه و آب داخل ظرف رخ داد

آموزش نقاشی پروانه

 آموزش نقاشی پروانه آموزش نقاشی پروانه

 

مرحله ی اول مانند همیشه رسم شکل یا خط فرضی است.

بعد از اون شروع به کشیدن بدن پروانه میکنیم.به شکل های زیر دقت کنید و ایده بگیرید.

 

بال ها را می کشیم.

 

 

 

حالا نوبت طرح های روی بال پروانه است.می توانید مانند ما از دایره های کوچک و بزرگ استفاده کنید یا اینکه طرح مورد علاقه خودتان را پیاده کنید.

 

 

و اما گام آخر که رنگ آمیزی است.

حدیث

نفس های آدمی، گام های او به سوی مرگند.

امام علی (ع)

آشنایی کامل با مجلس شورای اسلامی

● برنامه جلسات علنی مجلس
مطابق آئین نامه داخلی مجلس، نمایندگان باید در روزی که قبلا برای تشکیل جلسه
معین می شود، در مجلس حاضر شوند و نهایتا ۱۵ دقیقه پس از تشکیل جلسه در تالار جلسه حضور یابند و در صورت تاخیر یا غایب بودن در رای گیری، مستحق توبیخ خواهند بود.
مذاکرات مجلس، طبق اصل شصت و نهم قانون اساسی علنی است (مگر در شرایط اضطراری
) و گزارش کامل آن باید به طور مستقیم از طریق رادیو و روزنامه رسمی کشور برای اطلاع عموم منتشر شود. در جلسات علنی، مردم و خبرنگاران رسانه های گروهی داخلی و خارجی می توانند شرکت کنند. برنامه جلسات علنی با اعلام رسمیت جلسه توسط رئیس مجلس و قرائت دستور جلسه توسط منشی مجلس و تلاوت آیاتی از کلام الله مجید شروع می شود. بیانات قبل از دستور و «دستور مجلس» (بررسی طرح ها و لوایح و سوال نمایندگان از وزرا یا هیات وزیران و در موارد ضروری استیضاح نمایندگان از هیات وزیران یا هر یک از وزرا) قسمت بعدی برنامه جلسات علنی و «ختم جلسه» قسمت نهایی آن را تشکیل می دهد.
● نطق قبل از دستور نمایندگان

از آنجا که طبق اصل
۸۴ قانون اساسی «هر نماینده در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد درهمه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید»، در آئین نامه داخلی مجلس پیش بینی گردید که هر یک از نمایندگان که مطلب مهمی برای اطلاع مجلس و ملت داشته باشد، می تواند با رعایت نوبت صحبت کند. وقت هر یک از نمایندگان برای نطق ۱۰ دقیقه است و می تواند تمام یا حداقل ۳ دقیقه از حق خود را به یک نفر نماینده دیگر واگذار نماید.
مجموع این نطق ها (که باید با
حفظ حیثیات مجلس و نمایندگان و رعایت نظم و نوبت و اجرای آئین نامه داخلی ایراد گردد) نباید از نیم ساعت تجاوز نماید. عدم رعایت موارد فوق از طرف نماینده، به ترتیب «تذکر شفاهی»، «اخطار» و یا «توبیخ و احضار متخلف در جلسه هیات رئیسه را به دنبال خواهد داشت. البته باید توجه داشت که موارد توبیخ مربوط به تمام جلسه است و اختصاص به بیانات قبل از دستور را ندارد.
در هر جلسه قبل از ورود در دستور، رئیس
مجلس می تواند شخصا تنها در مورد گزارش حوادث و مسائل فوری روز مطالبی را که آگاهی مجلس از آن ها ضروری باشد، به اطلاع نمایندگان برساند.
● دستور
مجلس
دستور مجلس معمولا «بررسی طرح ها و لوایح» یا «سوال و در مواردی استیضاح
نمایندگان از هیات وزیران یا هر یک از وزرا می باشد. دستور هفتگی مجلس باید به ترتیب وصول لوایح و طرح ها از کمیسیون ها از طرف هیات رئیسه مجلس تهیه و پس از طبع و توزیع بر لوحه مخصوص نصب شود.
لوایح و طرح هایی که دارای اولویت باشند ممکن
است بنا به تقاضای دولت و یا ۱۵ نفر از پیشنهاد دهندگان طرح و موافقت هیات رئیسه خارج از ترتیب وصول در دستور هفتگی مجلس قرار گیرد. این دستور قابل تغییر نیست مگر در موردی که از طریق دولت یا ۱۵ نفر از نمایندگان کتبا تقاضای تغییر شود و در این صورت به شرط تصویب مجلس دستور جلسه بعد تغییر خواهد یافت. طرح ها و لوایح دو فوریتی از این قاعده مستثنی و تابع ماده مربوطه بوده و در صورتی که مجلس سه فوریتی لوایح یا طرح ها را تصویب کند باعث تغییر دستور همان روز خواهد شد.
حال در دو قسمت
مجزا به توضیح دستور جلسات می پردازیم:
الف - بررسی طرح ها و لوایح

ب
- سوال نمایندگان از وزرا یا هیات وزیران
الف - بررسی طرح ها و لوایح و تصویب آن
ها
بر اساس قانون اساسی، مجلس در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می
تواند قانون وضع کند (اصل ۷۱). طبق اصل ۷۴ قانون اساسی لوایح قانونی پس از تصویب هئیت وزیران به مجلس تقدیم می شود و طرح های قانونی به پیشنهاد حداقل ۱۵ نفر از نمایندگان در مجلس قابل طرح است و بر اساس اصل ۹۴ کلیه مصوبات مجلس باید به شورای نگهبان فرستاده شود و در صورت تشخیص عدم مغایرت آن با موازین اسلام و قانون اساسی، مصوبه قابل اجراست و برای اجرا به رئیس جمهوری ابلاغ می شود و رئیس جمهوری موظف است مصوبات مجلس را پس از طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی امضا کند وظرف پنج روز برای اجرا در اختیار مسوولان بگذارد. لوایح و طرح ها می تواند عادی، یک فوریتی، دو فوریتی و یا سه فوریتی متناسبا یک شوری و یا دو شوری باشد.
ترتیب شور لوایح
وطرح های قانونی: به طور کلی تمام لوایح و طرح ها باستثنای لوایح و طرح های فوری و مربوط به بودجه وتغییر قوانین عادی و سایر مواردی که در آئین نامه برای شور در آن موارد ترتیب خاص دیگری معین شده است، دو شوری (عادی) خواهد بود. فاصله بین دو شور حداقل باید پنج روز باشد.
شور اول: موقعی که گزارش کمیسیون های مربوط در خصوص
لایحه یا طرح عادی برای شور اول در جلسه علنی مطرح می گردد و درباره نقاط ضعف و قوت و نقائص و امتیازات و لزوم و یا عدم لزوم طرح و لایحه، در کلیات و مواد مذاکره می شود و پس از آن نسبت به اصل لایحه یا طرح رای گیری به عمل می آید. هر گاه رای موافق داده شود، پیشنهادهای کتبی و اصله به هیات رئیسه نسبت به هر یک از مواد و همچنین مواد الحاقیه که هر دو باید کاملا مربوط به موضوع و مواد لایحه یا طرح باشد به کمیسیون ارجاع می شود و با طبع و توزیع در دسترس کلیه نمایندگان قرار می گیرد. پیشنهادهای اصلاحی که در فاصله شور اول و دوم داده می شود، باید به هیات رئیسه کمیسیون تحویل و لااقل ۲۴ ساعت قبل از شروع شور در کمیسیون طبع و بین نمایندگان توزیع شود.کلیه پیشنهاد دهندگان، خواه در شور اول و خواه در فاصله بین شور اول و دوم می توانند که در کمیسیون مربوط حاضر شوند و توضیحات لازم درباره پیشنهاد خود را بدهند.
کمیسیون موظف است کتبا لااقل
۲۴ ساعت قبل از طرح پیشنهاد، پیشنهاد دهندگان را به جلسات کمیسیون دعوت کند و نیز کمیسیون ها موظفند در موقع رسیدگی به لوایح و طرح ها از وزرا یا معاونین پارلمانی مربوطه دعوت بعمل آورند. لوایح و طرح های تقدیمی به مجلس شورای اسلامی باید گزارش توجیهی داشته باشند تا نمایندگان از «دلیل ضرورت آن» مطلع گردند.
شور دوم: در شور دوم گزارش کمیسیون در خصوص لوایح
و طرح های قانونی در مجلس مطرح می شود و پیشنهاد تازه قبول نمی شود ولی پیشنهادهایی که در شور اول و در مهلت مقرر به کمیسیون داده شده و مورد توجه و تصویب کمیسیون واقع نگردیده پیشنهاددهنده به ترتیب مواد می تواند آن را در مجلس مطرح کند. (جز در مواردی که پیشنهاد دهنده دعوت کمیسیون را برای حضور در کمیسیون نپذیرفته باشد) در این صورت پیشنهاد دهنده یا یکی از پیشنهاد دهندگان با توافق اکثر آن ها (در مورد پیشنهاد جمعی) می تواند برای هر پیشنهاد مدت پنج دقیقه توضیح بدهد و پس از اظهارنظر یک مخالف و یک موافق درباره پیشنهاد و در صورت لزوم توضیحات مخبر یا نماینده دولت نسبت به پیشنهاد مزبور اخذ رای به عمل می آید و پس از رد یا قبول پیشنهاد، نسبت به اصل ماده رای گیری به عمل می آید و چنانچه به تصویب نرسید نسبت به حذف ماده بدون مذاکره رای گیری خواهد شد و در صورتی که حذف ماده به تصویب نرسید، پیشنهادهای اصلاحی تازه در همان جلسه پذیرفته می شود. پس از خاتمه شور دوم در ماده واحده یا مواد در طرح ها و لوایح عادی و بعد از شور در لوایح و طرح های فوری به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان و تصویب مجلس، شور نهایی در مجموع لایحه یا طرح جهت مرتب نمودن فصول و مواد و الفاظ و عبارات بعمل خواهد آمد و حداکثر زمانی که به مجموع نمایندگان موافق و مخالف برای اظهار نظر در مجموع به عنوان آخرین شور داده می شود نیم ساعت است که هر یک از موافقین و مخالفین پنج دقیقه نظرات خود را نسبت به لایحه یا طرح اظهار می نماید و همچنین مجلس می تواند به طریق فوق لوایح یا طرح های غیر فوری را مجددا به کمیسیون ارجاع نماید تا کمیسیون ظرف پنج روز فصول و مواد آنرا اصلاح و مرتب نموده و برای اخذ رای قطعی به مجلس عودت دهد.
لوایح و طرح های
فوری: لوایح و طرح های یک فوریتی آن است که پس از تصویب فوریت به کمیسیون ارجاع می شود تا خارج از نوبت مورد بررسی قرار گیرد و لوایح و طرح های دو فوریتی آن است که پس از تصویب دو فوریت بلافاصله به طبع و توزیع آن اقدام و ۲۴ ساعت پس از توزیع در مجلس مطرح می شود. لایحه و طرح سه فوریتی آن است که وقتی که سه فوریتی طرح یا لایحه به تصویب مجلس رسید در همان جلسه وارد دستور می گردد.
ب- سوال نمایندگان از
وزرا» یا هیات وزیران
اصل
۷۰ قانون اساسی چنین می گوید «رئیس جمهور، و معاونان او، و وزیران به اجتماع یا به انفراد حق شرکت در جلسات علنی مجلس را دارند و می توانند مشاوران خود را همراه داشته باشند و در صورتی که نمایندگان لازم بدانند، وزرا مکلف به حضورند و هر گاه تقاضا کنند مطالبشان استماع می شود. طبق اصل ۸۸ قانون اساسی، در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسوول درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رئیس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تاخیر افتد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی . نماینده سوال خود را صریحا و به طور کتبی به رئیس مجلس می نویسد و در همان جلسه عنوان آن قرائت و فورا برای وزیر مربوط ارسال می گردد. وزیر حداکثر تا ۱۰ روز، برای جواب در مجلس حضور می یابد و پس از توضیحات سوال کننده، موضوع را به کمیسیون رسیدگی به سوالات ارجاع می دهد و پس از رسیدگی «در کمیسیون رسیدگی به سوالات» گزارش آن در دستور مجلس قرار گرفته و مخبر گزارش را قرائت خواهد کرد. در صورتی که سوال کننده با پاسخ وزیر قانع نشود، رئیس مجلس با تقاضای سوال کننده، موضوع را به کمیسیون تفحص ارجاع می نماید.
کمیسیون مزبور
مکلف است از تاریخ ارجاع سوال بدون فوت وقت ظرف ۱۵ روز برای روشن شدن مطلب به هر طریق که صلاح بداند اعم از خواستن سوابق امر یا اخذ توضیح کتبی یا شفاهی از شخص وزیر و هر گونه تحقیقات دیگری که لازم بداند به موضوع رسیدگی نموده گزارش خود را تنظیم و به مجلس تقدیم دارد و این گزارش در دستور هفته بعد قرار خواهد گرفت و بدون بحث در مجلس قرائت خواهد شد.
● ختم جلسه

طبق آئین نامه داخلی مجلس، مدت
هر جلسه حداکثر چهار ساعت است که ممکن است متوالی یا متناوب باشد، مگر در موارد ضروری به تشخیص رئیس و تصویب مجلس و هنگام طرح لایحه بودجه، جلسات باید بلا انقطاع در کلیه ایام هفته غیر از جمعه و تعطیلات رسمی، متوالیا حداقل روزی ۴ ساعت منعقد گردد. بر این اساس و پس از انجام دستور جلسه (در حد امکان) اسامی غائبین و دیرآمدگان جلسه گذشته یا کنونی و همچنین برنامه کار کمیسیون ها و تذکرات لازم به اطلاع می رسد و پایان جلسه اعلام می گردد.رئیس جلسه قبل از ختم هر جلسه، روز و ساعت تشکیل و دستور جلسه بعد را اعلام می نماید که در صورت مشروح مذاکرات درج شود، مگر در موارد اضطراری (به تشخیص هیات رئیسه) که حداقل ۲۴ ساعت قبل از تشکیل جلسه باید بطور رسمی اعلام شود.
● وظایف اصلی نمایندگان

قانون اساسی بیش از یک سوم
اصول خود را به مجلس اختصاص داده است و در آن ها به تبیین جایگاه و وظایف و چگونگی ارتباط آن با سایر قوا اهتمام نموده است. لذا با توجه به جایگاه رفیع مجلس که مظهر حاکمیت ملت است، طبیعتا انتظارات و توقعات ویژه ای از آن می رود. مجلس بسترساز حرکت دولت به شمار می رود و بنابراین ارزیابی عملکرد مجلس، برآیند مجموعه عملکرد نمایندگان است و موکلین حق دارند گزارش مستندی که حاکی از چگونگی عملکرد وکلای آنها باشد در پایان کار داشته باشند. امر قانون گذاری و نظارت دو وظیفه اصلی نمایندگان است که در قانون اساسی به صراحت بیان شده است. وظیفه سومی نیز وجود دارد که به تبع این مسوولیت و واقعیات موجود در جامعه و منبعث از سوگندی است که نماینده در پاسداری از حقوق مردم در مجلس یاد می کند و آن عبارت است از توجه و رسیدگی به نارسایی ها و مسائل زیربنایی حوزه های انتخابیه. نماینده واقعی کسی است که بدون زد و بندهای سیاسی و با داشتن نگرشی مستقل و فراتر از منافع جناحی و گروهی و بخشی صرفا با اصل قرار دادن مصالح نظام و مردم در تمام مقاطع و ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی انجام وظیفه نماید و به اعتماد مردم پاسخ دهد و در عین حال در انجام وظایف فوق و در رسیدگی به کمبودها و مسائل زیربنایی حوزه انتخابیه خود موفق باشد، به طوری که عمل به هر یک از این سه وظیفه، وظیفه دیگر را تحت الشعاع قرار نداده یا به بوته فراموشی نسپارد. داشتن استقلال فکری - قدرت تخیل، دانش لازم، حریت، آزاد اندیشی، شجاعت، صراحت لهجه و تقوای الهی باید از جمله ویژگی های یک نماینده شایسته باشد.
● جایگاه مجلس در قانون اساسی

قانون اساسی که به عنوان میثاق ملی اداره کشور را با
اتکا به آرای عمومی و از راه انتخابات تعریف کرده است از میان چهارده فصل و ۱۷۷ اصل قانون اساسی در چندین فصل (فصول پنجم، ششم وهفتم)به حاکمیت ملت و اختیارات و صلاحیت مجلس شورای اسلامی پرداخته است. قانون اساسی که به عنوان میثاق ملی «اداره کشور را با اتکا به آرای عمومی» و از «راه انتخابات» تعریف کرده است از میان چهارده فصل و ۱۷۷ اصل قانون اساسی در چندین فصل (فصول پنجم، ششم وهفتم) به حاکمیت ملت و اختیارات و صلاحیت مجلس شورای اسلامی پرداخته است.
اصول
۶۲تا ۹۰به اهم وظایف و اختیارات مجلس اشاره دارد
اهميت
مجلس شوراي اسلامي از ديدگاه حضرت امام خميني رحمة الله عليه :
"مجلس شوراي
اسلامي تنها مركزي است كه تمام قوا بايد تبع آن باشند."
۱- وضع قانون در عموم مسائل در حدود مقرر درقانون اساسی (اصل۷۱) ۲- شرح و تفسیر قوانین عادی (اصل ۷۳) ۳- تصویب لوایح قانونی دولت (اصل ۷۵) ۴- تحقیق وتفحص در تمام امور کشور(اصل۷۶) ۵- تصویب عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی(اصل۷۷) ۶- تصویب اصلاحات جزئی در تغییر خطوط مرزی (اصل ۷۸) ۷- تصویب برقراری محدودیت های ضروری درحالت جنگ و شرایط اضطراری(اصل ۷۹) ۸- تصویب گرفتن ودادن وام یاکمک های بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت (اصل۸۰) ۹- تصویب استخدام کارشناسان خارجی در موارد ضرورت ازطرف دولت(اصل۸۲) ۱۰- تصویب انتقال بناها و اموال بناها (نفایس ملی) (اصل ۸۳) ۱۱- حق اظهارنظر در همه مسائل داخلی و خارجی (اصل ۸۴) ۱۲- رای اعتماد به وزیران ونیز حق سوال و استیضاح آنها (اصول ۸۷و(۸۹ -۱۳رسیدگی به شکایات از طرز کارمجلس، قوه مجریه یا قضائیه (اصل۹۰) بنا بر این مجلس بزرگترین نماد و جلوه مردم سالاری در جمهوری اسلامی محسوب می گردد و در اهمیت آن همین بس که حضرت امام خمینی(ره) مجلس را «عصاره فضایل ملت» و «فراهم آمده از الله اکبرهای مردم» می دانستند و برابر آموزه امام مجلس در «راس امور» می باشد. ● دستور مجلس ۱- وضع قانون در عموم مسائل در حدود مقرر درقانون اساسی (اصل۷۱) ۲- شرح و تفسیر قوانین عادی (اصل ۷۳) ۳- تصویب لوایح قانونی دولت (اصل ۷۵) ۴- تحقیق وتفحص در تمام امور کشور(اصل۷۶) ۵- تصویب عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی(اصل۷۷) ۶- تصویب اصلاحات جزئی در تغییر خطوط مرزی (اصل ۷۸) ۷- تصویب برقراری محدودیت های ضروری درحالت جنگ و شرایط اضطراری(اصل ۷۹) ۸- تصویب گرفتن ودادن وام یاکمک های بدون عوض داخلی و خارجی از طرف دولت (اصل۸۰) ۹- تصویب استخدام کارشناسان خارجی در موارد ضرورت ازطرف دولت(اصل۸۲) ۱۰- تصویب انتقال بناها و اموال بناها (نفایس ملی) (اصل ۸۳) ۱۱- حق اظهارنظر در همه مسائل داخلی و خارجی (اصل ۸۴) ۱۲- رای اعتماد به وزیران ونیز حق سوال و استیضاح آنها (اصول ۸۷و(۸۹ -۱۳رسیدگی به شکایات از طرز کارمجلس، قوه مجریه یا قضائیه (اصل۹۰)

"اينجانب اكيدا علاقمندم كه قداست مجلس معظم و وكلاي محترم محفوظ باشد تا الگويي باشند براي مجلس هاي جهان" . "شما (نمايندگان) بايد در آنجا معلم اخلاق باشيد براي همه كشور، حضرات وكلاء، مجلس را معبدي كنند منزه از اعمال و اقوال زمان طاغوت تا مجلس نمونه شود، باشد كه مجالس ديگر كشورهاي اسلامي از آن تبعيت كنند." مركز همه قانون ها و قدرت ها مجلس است:

"شك نيست كه مجلس به همه امور نظارت دارد و حق نمايندگان است كه از هر انحراف و خلافي كه از وزراء و ادارات مي بينند به حكم قانون جلوگيري كنند و دولت را تا حد استيضاح بكشانند، لكن فرقها است بين نظارت و استيضاح و بين عيب جويي و انتقام گيري و اين فرقها را همه كس پس از رجوع به وجدان خويش مي فهمد."
حضرت آيت الله خامنه اي
رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز مي فرمايند:
"نمايندگي مجلس، مسئوليت و خدمت
است مجلس در نظام اسلامي داراي نقش حقيقي در اداره و هدايت كشور استو درست ايفاء كردن اين نقش تاثير عميق و تعيين كننده اي در سرنوشت و مسير و جهت گيري هاي اصلي كشور به جاي مي گذارد. مجلس به معناي حقيقي كلمه مظهر اراده و حاكميت مردم است. مجلس با مصوبات خود راهي را كه دولت اسلامي براي اداره كشور بايد بپيمايد ترسيم مي كند و بر اين حركت سرنوشت ساز نظارت مي نمايد. مجلس در همه حال بايد حريت و صراحت و حقگرايي و استقلال خود را حفظ كند و راه راست را به مجريان امور بنمايد و بر پيمودن آن نظارت كند. نمايندگان بايد پاسخگوي راي اعتمادي كه بر اعضاي دولت مي دهند باشند. با اين حال كارشكني و فتنه گري و اغراء به جهل از هيچ كس قابل قبول نيست.
بنابراين مجلس بايد تمام امور كشور را اصلاح كند، همه امور كشور را تحت نظر
داشته باشد. پست نمايندگي مسئوليت است و تكليف، نمايندگان بايد نظارت دقيق و همه جانبه خود و تصويب قوانين هدايتگر و سازنده، راه كار و تلاش و پيشرفت كشور را هموار نموده و اگر ضعف، خلاف و يا تخلفي ديدند با قدرت و قاطعيت برخورد نموده و مسامحه روا ندارند.
در قانون اساسي نيز به اين مسئله توجه خاص مبذول شده و از نظر
شرايط و اختيارات و مسئوليتها بر ركن بودن و محوريت مجلس در امور كشور تاكيد شده و اصول فراواني به وظايف و اختيارات و رسالت مجلس اختصاص يافته است. در حدود شصت اصل و قريب يك سوم از اصول قانون اساسي به مسايل مربوط به مجلس و قانونگذاري و قوه مقننه و وظايف اين قوه مربوط مي شود. اين خود اهميت و قداست و نقش كليدي و جايگاه ويژه مجلس را در امور كشور نشان مي دهد. بررسي همين بخش مهم تفاوت ماهوي مجلس و قوه قانونگذاري در جمهوري اسلامي با قانون اساسي مشروطيت و نظام گذشته را به خوبي بيان مي دارد.

نمایش طیف نور

 

نمایش طیف نور

نمايش طيف
منشور نور سفید خورشید را تجزیه می کند،یعنی نورهای تشکیل دهنده ی آن را به رنگ های مختلف تجزیه می کند.


عسلویه کجاست؟ (میدان گازی پارس جنوبی )

عسلویه شهری از توابع شهرستان کنگان و یک منطقه عظیم صنعتی از توابع استان بوشهر در جنوب ایران است. این منطقه در 12 کیلومتری شرق روستای نخل تقی و در 7 کیلومتری روستای بیدخون و در کرانه خلیج فارس واقع شده‌است. عسلويه در شرق استان بوشهر در حاشیه خلیج فارس در ۳۰۰ کیلومتری شرق بندر بوشهر و در ۴۲۰ کیلومتری غرب شهرستان بندر لنگه و در۵۷۰ کیلومتری غرب بندر عباس واقع است و حدود ۱۰۰ کیلومتر با حوزه گاز پارس جنوبی که در میان خلیج فارس واقع شده، فاصله دارد.

منطقه عسلویه از نظر شرایط اقلیمی و جغرافیایی دارای عرض جغرافیایی 27 و طول جغرافیایی 52 درجه است كه پوشش گیاهی متوسط و پراكنده با برخی اراضی انبوه نخل و درختچه‌های حرا دارد. موقعیت مورد نظر برای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس مزایای قابل توجهی دارد، از جمله:

کمترین فاصله ممکن با میدان گاز پارس جنوبی

وجود فرودگاهی که در زمان ساخت و ساز می‌تواند سرویس مناسبی به عنوان فرودگاه بین‌المللی استقرار یابد

دسترسی مستقیم به آب دریا

عمق مناسب سواحل از نظر بندری

برخورداري از شبکه‌های تأسیسات زیرساختی شریان‌های ارتباطی فرامنطقه‌ای

وجود نیروی کار بالقوه در شهرها و روستاهای اطراف

طبیعت سرسبز و وجود چشم اندازهای طبیعی زیبا

اين منطقه دارای واحدهای عظیم و پرشمار پتروشیمی و پالایشی است و با تعطيلي فرودگاه قدیم، فرودگاه جدید با نام خلیج فارس در ۳۵ کیلومتری شرق عسلویه احداث و مورد استفاده قرارگرفت.

عسلویه معروفترین بخش منطقه ویژه اقتصادی پارس است که هر ساله شاهد حضور تعداد قابل توجهی از افراد جویای کار است. جمعیت بومی منطقه عسلویه حدود ۳۰۰ نفر است که بیشتر آنها اهل سنت هستند.

عسلویه مهمترین پایگاه اقتصادی ایران و بزرگترین منطقه تولید انرژی جهان است كه در طول 12 سال همت و تلاش، دهكده‌ای دور افتاده را به نام‌آورترین شهر تولید گاز تبدیل كرده است كه دیدن آن افتخار را بر هر ایرانی ارزانی می‌دارد

منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبی

منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبی نام یک منطقه گازی در خلیج فارس است كه در سال 1377 تاسيس شده است.

این منطقه گازی حوزه مشترکی است میان ایران و قطر. قطر از سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) احداث زیربناهای لازم برای بهره‌برداری از این حوزه و صادرات گاز را آغاز کرده است.

ميدان گازي پارس جنوبي يكي از بزرگترين منابع گازي جهان است كه روي خط مرزي مشترك ايران و قطر در خليج فارس قرار دارد و يكي از اصلي‌ترين منابع انرژي كشور به شمار مي‌رود.
مساحت اين ميدان 9700 كيلومتر مربع است كه سهم متعلق به ايران 3700 كيلومتر مربع وسعت دارد.

ذخيره گاز اين بخش از ميدان 14 تريليون متر مكعب گاز به همراه 18 ميليارد بشكه ميعانات گازي است كه حدود 8 درصد از كل گاز دنيا و نزديك به نيمي از ذخاير گاز كشور را شامل مي‌شود.

توسعه ميدان گازي پارس جنوبي به منظور تأمين تقاضاي روبه رشد گاز طبيعي، تزريق به ميادين نفتي، صادرات گاز و ميعانات گازي به عنوان خوراك پتروشيمي صورت مي‌پذيرد.

بدين‌ترتيب بنادر عسلويه و تمبك در 270 و 220 كيلومتري جنوب شرقي بوشهر به عنوان منطقه ساحلي براي ايجاد تأسيسات خشكي و توسعه مرحله‌اي اين ميدان انتخاب شده‌اند.

باتوجه به اينكه اين منطقه در مرز استان هرمزگان و بوشهر و در مركز سواحل خليج فارس، نزديكترين نقطه به ميدان گازي پارس جنوبي قراردارد، داراي وضعيت سوق‌الجيشي خاصي است كه مي‌تواند مبناي جذب و نگهداشت سرمايه در منطقه باشد.

منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس در سال 1377 به منظور ايجاد تأسيسات پالايشگاهي و انجام فعاليت‌هاي گوناگون پايين‌دستي و بالادستي صنعت نفت و گاز و پتروشيمي و همچنين انجام عمليات پشتيباني و خدماتي به موجب مصوبه هيئت وزيران تأسيس شد.

اين منطقه از غرب به روستاي شيرينو، از جنوب به خليج‌فارس، از شمال به دامنه سلسله جبال زاگرس و از شرق به روستاي چاه مبارك محدود مي‌شود.

فازهاي در حال توسعه ميدان گازي پارس جنوبي عموماً مشتمل بر تأسيسات دريايي، خطوط انتقال توليدات به خشكي، تأسيسات ساحلي، خطوط لوله انتقال گاز به شبكه‌هاي سراسري و همچنين تأسيسات صادراتي جهت صادرات ميعانات گازي، LPG  و گوگرد مي‌باشد

جنگ های امام علی (ع)

جنگ صفین

جنگ جمل در روز پنجشنبه دهم جمادى الاولى سال 36 ه.ق. اتفاق افتاد. پس از جنگ جمل امام على (ع) عبد اللّه بن عباس را بر بصره بگماشت و خود روى به كوفه نهاد و در دوازدهم رجب سال 36 وارد كوفه شد و نامه‏اى به معاویه نوشت و او را به اطاعت خود فراخواند. معاویه كه از سالها پیش طرح حكومت خود را ریخته و موقعیت خود را در شام استوار ساخته بود به بهانه اینكه عثمان مظلوم كشته شده است و او ولى خون عثمان است و مى‏خواهد قاتلان عثمان را كه دور و بر امام على (ع) هستند به قصاص برساند از اطاعت حضرت سر باز زد و بدینگونه امر میان امام على (ع) و معاویه به جنگ منتهى شد. معاویه براى اینكه از پشت سر خود مطمئن باشد با امپراطور بیزانس آشتى كرد و این آشتى را با پرداخت مبلغى به او تأمین نمود.

امام على (ع) در پنجم شوال سال 36 از كوفه خارج شد و روى به شام نهاد. سپاه او را در این سفر نود هزار تن گفته‏اند. او از كوفه از راه مداین به انبار رفت و از آنجا به رقه در كنار رود فرات رسید و فرمود تا پلى بر روى رود فرات بستند و از روى آن گذشتند و به بلاد شام رسیدند. معاویه نیز با لشكریان خود كه در حدود هشتاد و پنج هزار تن بودند به حركت درآمد و به صفین واقع در كنار فرات رسید و محلى را كه براى ورود به آب و برداشتن آب براى چهارپایان بود اشغال كرد و سپاهیان امام على (ع) را از آب باز داشت.

سپاهیان امام على (ع) به فرموده او لشكریان معاویه را از كنار آب دور كردند اما فرمود تا مانع ایشان از آب نشوند. چون ماه ذى الحجه بود و جنگ در آن ماه و ماه محرم در شرع اسلام ممنوع و حرام است هر دو طرف موافقت كردند كه تا آخر محرم سال 37 جنگ نكنند.

پس از انقضاى محرم جنگ سختى درگرفت كه روزها طول كشید و در آن عده‏اى از بزرگان طرفین كشته شدند. مشهورترین شخصى كه از سپاه امام على (ع) به شهادت رسید عمار یاسر بود كه از بزرگان اصحاب حضرت رسول (ص) نیز بود. قتل او سبب وهنى براى معاویه گردید، زیرا مشهور بود كه حضرت رسول (ص) درباره عمار فرموده بود: تقتلك الفئة الباغیة (ترا گروهى سركش و ستمكار خواهند كشت) . ولى معاویه با تدبیر و زرنگى از نادانى و اطاعت كوركورانه سپاهیان خود استفاده كرد و گفت او را ما نكشتیم بلكه آن كسى كشت كه او را به جنگ ما آورد. و امام على (ع) پاسخ داد: پس حمزه را نیز پیامبر (ص) كشته چون او حمزه را به میدان نبرد آورده بود.

پس از چند روز جنگهاى سخت و خونین كه نزدیك بود شكست را نصیب سپاه معاویه سازد، معاویه با ابتكار عمرو بن عاص تدبیرى اندیشید و تفرقه و نفاق در میان سپاهیان امام على (ع) افكند. او گفت تا قرآنها بر بالاى نیزه كردند و یاران امام على (ع) را به پیروى از قرآن و حَكَم قرار دادن آن خواندند. این تدبیر سخت مؤثر افتاد و عده‏اى از اصحاب حضرت امیر (ع) كه در رأس ایشان اشعث بن قیس كندى بود آن حضرت را ناگزیر به ترك مخاصمه و آغاز مذاكره ساختند.

علت اتحاد و یكپارچگى سپاه معاویه و پراكندگى و اختلاف سپاه امام على (ع) را باید در این نكته دانست كه سپاهیان معاویه سالیان دراز از مدینه و مراكز سیاسى و محل اجتماع اصحاب رسول خدا (ص) دور بودند و براى خود سردار و رهبرى جز معاویه نمى‏شناختند. معاویه با بذل و بخشش و با شكیبایى كه خاص او و خلق ذاتى او بود توانسته بود در میان سپاهیان خود رهبرى بلامنازع شناخته شود.

شام یكى از مراكز بزرگ تجمع سپاهیان اسلام بود، زیرا در برابر دولت بیزانس قرار داشت و خلفا ناگزیر بودند كه در شام براى دفاع در برابر آن همواره نیروى مهم و ورزیده داشته باشند. اما شهرهاى كوفه و بصره كه به مركز خلافت اسلامى یعنى مدینه نزدیك بودند در زمان عمر و عثمان محل اقامت اصحاب بزرگ حضرت رسول (ص) بودند و این اصحاب مرجع خاص و عام و مورد احترام بودند. بنابر این در این دو شهر اشخاص گوناگون با آرا و عقاید و سلیقه‏هاى مختلف وجود داشتند كه هر یك خود را از دیگرى كمتر نمى‏دید و مدعى بود كه احكام اسلام را بهتر مى‏داند و به اصطلاح خود را مجتهد و صاحب رأى و نظر مى‏شناخت .

اگر چه شخصیت ممتاز امام على (ع) بالاتر از ایشان بود و این افراد موقتا تحت راهبرى ایشان درآمده بودند، اما این اتحاد و اتفاق ظاهرى، شكننده بود و با اندك تحریك و دسیسه‏اى مى‏توانست بر هم بخورد.

معاویه این را مى‏دانست و عزم ایشان را در همراهى با امام على (ع) با تطمیع و وعده‏هاى دنیوى و هدایاى مالى سست كرده بود و به همین جهت توانست با طرحى ماهرانه در بحبوحه جنگ نیت خود را عملى سازد. چون قرآنها بر سر نیزه رفت، عده زیادى حضرت را وادار به ترك مخاصمه كردند و قرار شد كه حضرت على (ع) و معاویه هر كدام یك تن را براى حكمیت و حل و فصل نزاع برگزینند.

آنكه از سوى معاویه انتخاب شد از داهیان روزگار بود. او عمرو بن عاص بن وائل سهمى، از بزرگان قریش و هوش و درایت و فتنه‏انگیزى او معروف بود و بلند كردن قرآنها نیز به تدبیر او انجام شد. اما امام على (ع) را در انتخاب نماینده آزاد نگذاشتند. او مى‏خواست عبد اللّه بن عباس را كه به بصیرت و هوشیارى و دانایى معروف بود نماینده خود و حكم از سوى خود معرفى كند، ولى اطرافیان خودش مانع شدند. حضرت، مالك اشتر را كه از یاران وفادار و پایدار خود بود پیشنهاد كرد، ولى او را نیز نپذیرفتند و گفتند فقط ابو موسى اشعرى مى‏تواند نماینده ما باشد.

ابو موسى اشعرى بر خلاف عمرو بن عاص، كه در جانب معاویه و مشاور او بود، در جنگ بیطرفى گزیده و به جانبى رفته بود. او به هنگام رسیدن حضرت امیر (ع) به خلافت والى كوفه بود و مى‏دانست كه حضرت او را در كوفه نخواهد گذاشت و به همین جهت مردم را از رفتن به جانب ایشان منع مى‏كرد. در ایام حكومت او در بصره و كوفه، رأى و تدبیر و كفایتى از او ظاهر نشده بود و مردى سست و ضعیف بود. اما بودن او از اصحاب حضرت رسول (ص) احترامى براى او جلب كرده بود و چون بیشتر سپاهیان حضرت از قبایل یمانى و قحطانى بودند سران سپاه مى‏خواستند او را نماینده خود سازند، زیرا»اشعر«قبیله ابو موسى نیز از قبایل یمانى و قحطانى بود.

سرانجام حضرت بر خلاف میل خود مجبور شد كه او را به نمایندگى خویش در حكمیت برگزیند. نامه‏اى درباره حكمیت و تعیین حكمین به امضا رسید و قرار شد كه حكمین در ماه رمضان آن سال در موضعى میان كوفه و شام ملاقات كنند. داستان حكمین و ملاقات ایشان در دومة الجندل واقع در »اذرح« معروف و در كتب تاریخ مذكور است. در این حكمیت عمرو بن عاص آشكارا نیرنگ ساخت و بدون در نظر گرفتن موافقت نامه حكمیت و احكام دین اسلام ابو موسى اشعرى را بفریفت و او را وادار كرد كه ابتدا سخن بگوید و على و معاویه هر دو را از خلافت خلع كند. آنگاه خود آغاز سخن كرد و گفت دیدید كه این شخص از طرف خود امام على (ع) را از خلافت خلع كرد. من نیز او را خلع مى‏كنم و معاویه را به خلافت برمى‏دارم.

این رفتار عمرو بن عاص چنانكه گفتیم بر خلاف نص موافقت نامه درباره حكمیت بود، زیرا در آنجا نوشته شده بود كه»ما وجد الحكمان فی كتاب اللّه عز و جل عملا به و ما لم یجدا فی كتاب اللّه فالسنة العادلة الجامعة غیر المفرقة...« (طبرى، 3336/1)

اگر موافقت هر دو بر كتاب خدا و سنت عادله شرط شده بود، آن كدام آیه قرآنى و یا سنت عادله نبوى بود كه حكم به خلافت معاویه و نصب آن از جانب عمرو بن عاص مى‏كرد؟این عمل عمرو بن عاص نشان داد كه دیگر در میان مسلمانان، دوران پیروى از حق و حقیقت سپرى شده است و نیرنگ و خدعه جاى دین و وجدان را گرفته است و سیاست معاویه در وصول به قدرت از راه نیرنگ و فریب سیاست امام على (ع) را در سپردن راه حق و حقیقت به عقب زده است.

سیاست امام على (ع) و سیاست معاویه

جاحظ یكى از بزرگان معتزله است و كتابى درباره»عثمانیه«و ترجیح و طرفدارى از ایشان نوشته است كه معروف است. اما او با همه طرفدارى از عثمان مطالبى درباره سیاست امام على (ع) و سیاست معاویه نوشته است كه ابن ابى الحدید قسمتى از آن را در جلد دهم شرح نهج البلاغه (ص 238 به بعد) آورده است. در اینجا مختصرى از مقایسه‏اى را كه او میان سیاست امام على (ع) و سیاست معاویه كرده است نقل مى‏كنیم:

»بعضى از مدعیان عقل و تمییز مى‏پندارند كه معاویه ژرف‏اندیش‏تر و درست فكرتر و باریك‏بین‏تر از امام على (ع) بوده است، ولى چنین نیست. امام على (ع) در جنگها رفتارى جز عمل به كتاب و سنت نداشت اما معاویه بر خلاف آن رفتار مى‏كرد و هر گونه نیرنگى را از حلال و حرام در جنگ بكار مى‏برد. على(ع) مى‏گفت در پیكار با دشمن شما پیشگام مباشید تا آنكه او آغاز به جنگ كند. در جنگ به دنبال فراریان مروید و زخمیان را مكشید و درهاى بسته را مگشایید. اگر كسى در تدبیر به آنچه در كتاب خدا و سنت رسول (ص) آمده است بسنده كند خود را از تدبیر زیادى باز داشته است. على به جهت ورع و پرهیزگاریش جز از عمل و قول به چیزى كه رضاى خداوند در آن است ممنوع بود و به آنچه اهل نیرنگ و زرنگى دست مى‏زنند دست نمى‏زد«.

پس سیاست معاویه سیاستى دنیوى بود كه بر پایه رسیدن به قدرت و ترجیح باطل بر حق و رعایت نكردن كتاب خدا و سنت رسول (ص) در مواردى كه با اراده و خواست او مخالف باشد قرار داشت. این سیاست مخصوص پیشبرد مقاصد و اغراض شخصى است و به توفیق هم مى‏انجامد، همچنانكه معاویه موفق شد. اما سیاست امام على (ع) سیاست الهى بود، بر پایه پیروى از محض حقیقت و كتاب خدا و سنت رسول (ص) و این در صورتى مى‏توانست موفق باشد كه اطرافیان و بزرگانى كه با او بیعت كرده بودند نیز از این سیاست پیروى كنند و نظر او را بى چون و چرا بپذیرند. اما چنین نشد و هوا و هوس یاران او و ضعف و سستى ایمانشان، با لجام گسیختگى معاویه در دین و اتفاق و اتحاد اصحاب او توأم گردید و دست امام على (ع) را در اجراى حق بست.

ظهور خوارج

خوارج كسانى بودند كه بر امام على (ع) به جهت موافقت او با تعیین حكم مخالفت كردند و گفتند خلافت على پس از بیعت مردم بااو امرى الهى بود و او حق نداشت در این كار تن به حكمیت بدهد. شعار معروف ایشان»لا حكم إلا لله«بیانگر این مقصود بود. این شعار بنا به قول حضرت امیر (ع) سخن حقى بود كه از آن امر باطلى را در نظر داشتند. لا حكم إلا لله یعنى وضع احكام شرعى امرى الهى است و هیچ بشرى حق وضع حكم مستقل جداگانه‏اى به عنوان حكم شرعى ندارد. اما حكمیت در موارد اختلاف و مخصوصا در جنگ امر دیگرى است.

حضرت در پاسخ احتجاج خوارج فرمود: ما بر حكمین شرط كردیم كه مطابق قرآن و احكام او رفتار كنند»شرطت علیهم أن یحییا ما أحیا القرآن و یمیتا ما أمات القرآن«. پس اعتراض خوارج كاملا بى مورد بود و آنان تحت تأثیر این شعار فریبنده قرار گرفتند و چون مردمى جاهل و متعصب بودند كوركورانه آن را مستند خود قرار دادند. تعصب و جهل آنان به مرتبه‏اى بود كه در سرتاسر اعتراضات و مخالفتها و جنگهاى ایشان هیچ استدلال معقول بر نظریه و اقدام خود به جز همین شعار از ایشان دیده و شنیده نشد. آنها در اعتراض خود به امام على (ع) نه به آیه‏اى استدلال كردند و نه به حدیثى و نه دلیل عقلى آوردند بلكه در برابر هر استدلالى از طرف مقابل در آنجا كه وامى‏ماندند فریاد برمى‏آوردند لا حكم إلا لله و این جمله ظاهر فریب كه اصل آن از قرآن است (إن الحكم إلا لله) و معنى و مورد آن چیز دیگرى است، دستاویز این طایفه گردید.

در اینجا باید به فرقى كه میان سپاه شام و سپاه كوفه از لحاظ انگیزه‏ها و دواعى روحى و نفسانى وجود داشت اشاره كرد. سپاه شام چنانكه اشاره شد از مراكزى كه در آن اصحاب رسول خدا (ص) و تابعین به بیان احكام الهى اشتغال داشتند بدور بودند. در میان سپاه شام افراد برجسته‏اى از اصحاب یا تابعین وجود نداشتند و اگر هم چند تن صحابى در میان ایشان دیده مى‏شد كسانى نبودند كه احساسات دینى عمیق داشته باشند. آنان فقط سپاهى بودند و با جیره و مواجب سرشارى كه معاویه به ایشان مى‏داد آماده بودند كه با هر كسى، و لو على بن ابى طالب (ع) بجنگند. در ایشان درد و تعصب دینى مشهود نبود و اگر تعصب شدیدى وجود داشت همان عصبیت طایفه‏اى و قبیله‏اى بود. بر خلاف مردم عراق یا كوفه و بصره كه خود را صاحب بصیرت در دین مى‏دانستند و مى‏پنداشتند كه اقداماتشان اساس و پایه‏اى دینى دارد. اما این بصیرتِ ادعایى سطحى بود، زیرا خوارج با شعارى كه از معنى آن خبر نداشتند از عقیده خود برگشتند و عده زیادى از دیگران هم در جریانهاى سیاسى بعدى ثابت كردند كه زر و زور را بر دین و حق ترجیح مى‏دهند. رفتار بعدى آنها با امام على (ع) و فرزندانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) شاهد این مدعا است.

خلاصه آنكه عده‏اى از كسانى كه تحت تأثیر این شعار بودند دور هم جمع شدند و عبد اللّه بن وهب راسبى را بر خود امیر ساختند و قرار بر آن نهادند كه از كوفه بیرون روند و در كنار پل نهروان جمع شوند و به طرفداران خود در بصره بنویسند تا ایشان نیز به آنها در محل مذكور بپیوندند. عده كسانى را كه در نهروان جمع شدند و با حضرت امیر (ع) جنگیدند چهار هزار نفر گفته‏اند.

در این هنگام امام على (ع) در نخیله لشكر زده بود و عازم جنگ مجدد با معاویه بود كه اخبار موحشى از اعمال فجیع خوارج به ایشان رسید از جمله اینكه آنها عبد الله بن خباب را كه مردى بى‏آزار بود به جرم طرفدارى از امام على (ع) كشته بودند و به این اكتفا نكرده زن آبستن او را نیز به قتل رسانده بودند. اطرافیان امام على (ع) از او خواستند كه نخست به دفع ایشان بپردازد.

حضرت روى به ایشان نهاد و نخست قیس بن سعد بن عباده و ابو ایوب انصارى را براى پند و اندرز به سوى ایشان فرستاد ولى سودى نكرد. پس از رسیدن خوارج حضرت یك بار دیگر خواست ایشان را از راه مذاكره بر سر عقل و هدایت آورد و با عبد اللّه بن الكواء كه یكى از بزرگان ایشان بود محاجه‏اى كرد كه تفصیل آن در كتب تاریخ مذكور است. عبد اللّه بن الكواء در این محاجه مغلوب شد ولى تسلیم حق نگردید. حضرت ناچار به جنگ با ایشان شدند و در این جنگ همه ایشان به جز عده معدودى كشته شدند. پس از آن حضرت امیر مى‏خواست كه به جنگ معاویه برود ولى یاران او به بهانه خستگى موافقت نكردند و به كوفه بازگشتند. واقعه نهروان در سال سى و هشتم هجرى اتفاق افتاد.

http://tafrihi.com/Ahlebeit/ImamAli/Shahadat/zendeginameh.htm

آموزش تجوید(مخارج حروف)

ح: از وسط حلق اداء شده و در هنگام تلفظ حالت خشونت و گرفتگي صدا ايجاد مي شود.
ع : از وسط حلق اداء شده و به نرمي تلفظ مي گردد.
غ : از انتهاي دهان تلفظ گرديده و در هنگام تلفظ آن حلق بسته نمي شود، بلکه مثلاً حالت غرغره کردن مايعي در حلق مي باشد.
ط : مثل تاء ( که از حروف مشترک است) تلفظ مي شود ولي درشت تر و پر حجم تر از تاء و بايد دقت شود تلفظ آن شبيه به دال يا حروف ديگر نشود.
ص : مثل حرف سين مي باشد ولي درشت تر و پرحجم تر و بايد دقت شود و در هنگام تلفظ اين حرف حالت سوت زدن ايجاد نشود.
ض : اگر کناره سمت چپ زبان و مقداري از سطح زبان به دندانهاي کرسي سمت چپ بالا اتصال پيدا کند حرف ض تلفظ مي شود. البته بايد درشتي و پرحجمي آن حفظ شود.
لازم به تذکر است که اين حرف را مي توان بوسيله اتصال کناره راست زبان به دندانهاي کرسي سمت راست بالا نيز تلفظ کرد.
ذ : نوک زبان اگر به دندانهاي جلوي دهان (دندانهاي ثنايا که دو عدد از آنها در بالا و دو عدد در پايين قراردارد) که در کام بالا قرار دارند متصل شود حرف ذال تلفظ مي گردد.
ث : همان مخرج حرف ذال مي باشد . و در هنگام تلفظ حالت دميدگي هوا ايجاد مي شود.
ظ : تلفظ آن تقريباً مثل حرف ذال مي باشد ولي پرحجم تر و درشت تر و بايد دقت شود در هنگام تلفظ اين حرف شدت ايجاد نشود بطوريکه حرف «ظ» محکم تلفظ گردد بلکه بايد به نرمي تلفظ شود
و: در هنگام تلفظ اين حرف لبها حالت غنچه شدن و جمع شدن را پيدا مي کند.

تسلیت


باز این چه شورش است که در خلق عالم است               باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

فرا رسیدن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی بر تمامی شیعیان تسلیت باد .

 


اهرم ها چگونه به ما کمک می کنند ؟

ماشين ها به چها رروش به ما کمک مي کنند

- با انتقال نيرو(تقريبا همه ماشين ها در اين  خاصيت مشترک هستند )  

- با افزايش نيرو

- با تغيير جهت نيرو

- با افزايش مسافت وسرعت اثر نيرو

يکي از انواع ماشين ها اهرم ها هستندکه هر اهرم از سه قسمت مهم به نام هاي تکيه گاه – نيرو – جسم تشکيل شده است .

حال براساس محل قرار گرفتن سه قسمت اصلي اهرم، اهرم ها را به سه دسته تقسيم مي کنيم .

1- اهرم نوع اول :در اين نوع اهرم که تکيه گاه در بين نيرو وجسم قرار دارد

1- حالت اول: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه درست وسط جسم و نيرو باشد. اهرم علاوه بر انتقال نيرو، نيرو را هم تغيير جهت مي‌دهد.

2- حالت دوم: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه به جسم نزدیک تر باشد در نتيجه اين اهرم، علاوه بر انتقال نيرو، با تغيير جهت، و افزايش نيرو به ما كمك مي‌كند. مانند؛ انبردست، سيم‌چين، قيچي فلزبري، ...

3- حالت سوم: در اهرم نوع اول اگر تكيه‌گاه، به دست ما(نیرو) نزدیک تر باشد. در نتيجه، علاوه بر انتقال نيرو، تغيير جهت نيرو، با افزايش سرعت و مسافت اثر نيرو به ما كمك مي‌كند. مانند؛ قيچي كاغذبري، قيچي پارچه‌بري، ...

  در اهرم نوع دوم جسم بين تكيه‌گاه و نيرو قرار دارد. يعني در يك سر اهرم، تكيه‌گاه و در سر ديگر اهرم، نیرو قرار دارد.

 اين نوع اهرم، با انتقال نيرو، و افزايش نيرو به ما كمك مي‌كند.

نمونه هايي از آن را مي توان چرخ دستي – فرغون – فندق شکن – درب بطري باز کن 

در اهرم نوع سوم، نيرو بين تكيه‌گاه و جسم قرار دارد. يعني در يك سر اهرم تكيه‌گاه و در سر ديگر اهرم جسم قرار دارد.

اهرم نوع سوم علاوه بر انتقال نيرو، با افزايش سرعت و مسافت اثر نيرو به ما كمك مي كند.

 نمونه هاي از آن را مي توان انبريخ  – جاروي فراشي- موچين 

 خصوصيت مشترک هر سه نوع اهرم اين است که هر سه اهرم در انتقال نيرو به ما کمک مي کنند .

نکته ها : اگر در يک اهرم جسم به تکیه گاه نزدیک تر باشد آن اهرم مقدار نيرو را افزايش مي دهد يا به اصطلاح ديگر در اين نوع اهرم در نيرو صرفه جويي مي شود که نمونه آن اهرم هاي نوع دوم هستند .

 واگر دريک اهرم دست از تکیه گاه فاصله داشته باشدآن اهرم مسافت وسرعت اثر نيرو را افزايش مي دهد ، همچنين مي توان گفت در وقت هم صرفه جويي مي شود .نمونه آن اهرم هاي نوع سوم هستند .

نقشه ایران

دستگاه گوارش

طنز


دریاچه رنگی جهان

 
1- دریاچه «لاگونا» در ایالت کلورادو آمریکا

براساس تغییر زمان و درجه دما رنگ این دریاچه از قرمز به ارغوانی تغییر می‌کند. لاگونا دریاچه‌ آب شور کم عمقی است که میانگین عمق آن به 35 سانتی‌متر می‌رسد. دمای هوا در شب در این دریاچه به زیر 20 درجه می‌رسد و لاگونا را باید یکی از مهمترین زیستگاه‌های فلامینگوها در آمریکا برشمرد.

2- دریاچه «کریتر لیک» در جزیره فلوریس اندونزی

این دریاچه در واقع متشکل از سه دریاچه است که صخره‌های طبیعی آنها را از یکدیگر جدا می‌کنند و هر دریاچه رنگ مخصوص به خود را دارد. اما زیباترین دریاچه دارای رنگ آبی است.

 3- دریاچه «نگاکورو» در نیوزلند

 این دریاچه به رنگ سبز است و دانشمندان دلیل این رنگ سبز را وجود میزان بسیار بالای اکسید گوگرد و آهن است.

 4- دریاچه «ووهوا» در چین

دریاچه ووهوا از جمله زیباترین دریاچه‌های جهان است که رنگ ‌آن از زرد به سبز تیره و سپس آب آن به آبی تغییر رنگ می‌دهد. نکته جالب اینجاست که آب این دریاچه در زمستان یخ نمی‌زند، درحالی که تمام دریاچه‌های همجوار آن منجمد می‌شوند و این نشان می‌دهد که در این دریاچه چشمه‌های آب گرم نیز وجود دارد.

5- دریاچه «هیلر» در سنگال

رنگ دریاچه هیلر به رنگ صورتی است. این دریاچه زیبا در کشور سنگال قرار داشته و در سال 1802 توسط اهالی منطقه کشف شد.

 

 

 

سرگذشت کودکان ونوجوانان واقعه عاشورا

يكى از جلوه‏هاى باشكوه حركت كاروان امام حسين عليه‏السلام ، حضور كودكان همراه امام حسين عليه‏السلام و خاندان مكرم ايشان است. اين حضور شورانگيز به شكوه حركت امام حسين عليه‏السلام رنگ و بوى خاصى بخشيد. برخى از اين جلوه‏ها عبارتند از:

على اصغر عليه‏السلام

يكى از فرزندان امام حسين عليه‏السلام نوزاد شيرخوارى بود كه از تشنگى در روز عاشورا بى‏تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: «از ياران و فرزندانم، كسى جز اين كودك نمانده است. نمى‏بينيد كه چگونه از تشنگى بى‏تاب است؟» در «نفس المهموم» آمده است كه فرمود: «اِنْ لَمْ‏تَرْحَمُوُنى فَاْرحَمُوا هَذَا الطِّفْل» و در حال گفت‏وگو بود كه تيرى از كمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر را دريد. امام حسين عليه‏السلام خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.

رقيه

دختر سه يا چهار ساله ابا عبداللّه‏الحسين عليه‏السلام است كه در سفر كربلا، همراه اسيران اهل‏بيت بود و در شام، شبى، پدر را به خواب ديد و پس از بيدار شدن بسيار گريست و بى‏تابى كرد. خبر به يزيد رسيد. به دستور او، سر مهطر امام عليه‏السلام را نزد او بردند. رقيه از اين منظره، بيشتر ناراحت و رنجور شد و همان روزها در خرابه شام (كه محل اقامت موقت اهل‏بيت عليهم‏السلام بود) جان داد.

امام محمدباقر عليه‏السلام

تنها فرزند امام سجاد عليه‏السلام بود. مادر بزرگوارش، فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه‏السلام معروف به ام عبدالله است. در كربلا، سه سال و نيم بيشتر نداشت و حوداث خونين عاشورا و دوران اسارت را در حافظه خويش ثبت كرد.

قاسم بن الحسن

نوجوانى نابالغ بود كه روز عاشورا در كربلا حضور داشت. وى فرزند امام‏حسن عليه‏السلام بود و برخى مادرش را رمله و برخى نفيله مى‏دانند. وى با اصرار زياد، عمويش حسين عليه‏السلام را راضى كرد تا به ميدان برود.

حميد بن مسلم مى‏گويد:

«در اين گير و دار بوديم كه ديدم پسركى به سوى ما مى‏آيد كه چهره‏اش همانند پاره ماه بود. در دستش، شمشيرى و در تنش، پيراهنى و اِزارى و نعلينى پوشيده بود كه بند يكى از آن دو پاره بود و فراموش نمى‏كنم كه آن بند كفش پاى چپش بود. عمرو بن سعيد بن نفيل ازدى از وى چون او را ديد، گفت: «به خدا سوگند! اكنون بر او حمله مى‏برم.» به او گفتم: «سبحان الله! تو از اين كار چه هدفى دارى؟ همان كسانى كه دور او را گرفته‏اند و حتى يك نفر از ايشان را باقى نمى‏گذارند، او را كفايت مى‏كنند.» گفت: «به خدا سوگند! من بر او حمله خواهم كرد». سپس بر او حمله كرد و پيش از آنكه اين نوجوان روى برگرداند، با شمشير چنان بر سرش كوبيد كه فرقش شكافته شد. پسرك با صورت به زمين افتاد و فرياد زد: «اى عمو جان!» و با اين كلمه از حسين عليه‏السلام يارى خواست.

در زيارت ناحيه مقدسه درباره وى چنين آمده است:

«سلام بر قاسم، پسر امام حسن عليه‏السلام ، آن نوجوانى كه دشمن فرقش را شكافت و لباس جنگى‏اش را ربود. آن‏گاه كه عمويش، حسين عليه‏السلام را به كمك طلبيد، مانند بازِ تيزپروازى بر بالين او حاضر شد. در اين هنگام، امام فرمود: «از رحمت خدا دور باشند قومى كه تو را كشتند. آنان كه جد و پدر بزرگوار تو در روز قيامت، دشمنشان است«.

سپس حسين عليه‏السلام پيكر او را از زمين برداشت و به سينه چسبانيد و به جانب خيمه‏ها برد، درحالى‏كه پاهاى آن نوجوان، به زمين كشيده مى‏شد و در كنار فرزند جوانش على اكبر و ديگر شهيدان خاندان خويش بر زمين نهاد.

عبد اللّه‏ بن حسن بن على عليه‏السلام

وى نوجوان 11 ساله و فرزند امام حسن مجتبى عليه‏السلام بود كه روز عاشورا وقتى ديد سيد الشهداء عليه‏السلام بر زمين افتاده است، براى دفاع از عموى مظلومش به سوى ميدان شتافت و جنگيد و عده‏اى را كشت و با تيغ بحر بن كعب به شهادت رسيد. برخى هم نقل كرده‏اند، حرمله با شمشير، دست او را كه در آغوش عمويش حسين عليه‏السلام قرار گرفته بود، بريد و همان‏جا شهيدش كرد.

عون بن عبدا...

عون، فرزند حضرت زينب عليهاالسلام در كربلا و روز عاشورا همراه مادرش، حضورى فعال داشت و به شهادت رسيد. اين نوجوان شجاع نزد امام آمد و با اصرار مادرش، حضرت اجازه فرمود كه به ميدان برود. وى شمارى از دشمنان را به هلاكت رساند و سرانجام به شهادت رسيد. رجزى كه در ميدان جنگ مى‏خواند، چنين بود: «اگر مرا نمى‏شناسيد من پسر عبداللّه‏ جعفرم همان كه در بهشت با دو بال پرواز مى‏كند...».

در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:

«سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر، همان طيّار بهشت، هم‏پيمان ايمان، هماورد همگنان، ياور خداى رحمان و تلاوت كنندگان قرآن. خداوند، قاتل او عبدالله بن قطبه طايى را لعنت كند.

محمد بن عبداللّه‏

محمد بن عون عبداللّه‏ نيز شجاعانه قدم به ميدان گذاشت و خود را معرفى كرد و در يك نبرد سنگين، سه سوار و هجده پياده از دشمنان خدا را به دوزخ فرستاد و سرانجام به شهادت رسيد.

در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:

«سلام بر محمد بن عبدالله بن جعفر كه جايگاه جدش را در بهشت ديد و پس از برادرش، به شهادت رسيد و نگه‏دار بدن برادر بود. خداوند، قاتل او عامر بن نهشل تميمى را لعنت كند.«

طفلان مسلم

محمد و ابراهيم، دو فرزند مسلم بن عقيل بودند كه در حادثه كربلا اسير شدند. ابن زياد دستور داد آن‏دو را زندانى كردند. اين دو نوجوان نابالغ، مدت يك سال در زندان بودند. سپس با كمك «مشكور»، پيرمرد زندان‏بان كه هوادار اهل‏بيت بود، شبانه از زندان گريختند. شب به خانه زنى پناه بردند كه شوهرش در سپاه ابن‏زياد بود. حارث، آن دو را كنار رود فرات برد و بى‏رحمانه سر از تنشان جدا كرد و پيكرشان را در فرات افكند و سرهاى آن دو را براى دريافت جايزه نزد ابن زياد برد.

عمرو بن جُناده انصارى

از شهيدان نوجوان كربلا است كه پدرش در ركاب سيدالشهداء عليه‏السلام شهيد شد. او هنگامى كه خواست به ميدان برود، امام فرمود: «پدر اين جوان كشته شد، شايد مادرش راضى نباشد كه به ميدان رود.» گفت: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است. او كه 9 يا 11 ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا كشته شد. نام او در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.

عبداللّه‏ بن مسلم

عبداللّه‏، فرزند مسلم بن عقيل، نوجوانى بود كه همراه دايى و مادرش در كربلا حضور داشت. مادر او رقيه، دختر على عليه‏السلام است. عبداللّه‏ در روز عاشورا، با اجازه حسين عليه‏السلام به ميدان نبرد رفت و اين رجز را خواند: «امروز پدرم، مسلم و جوانانى را كه در راه دين رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شهيد شده‏اند، ملاقات مى‏كنم«.

عبدالله شمارى از مردان جنگىِ دشمن را در سه حمله از پاى درآورد و سرانجام به دست عمرو بن صبيح صيداوى و اسد بن مالك به شهادت رسيد.

محمد بن مسلم

نوجوانى 12 يا 13 ساله بود كه روز عاشورا در كربلا با امام حسين عليه‏السلام شهيد شد. پس از شهادت عبدالله بن مسلم، جوانان بنى‏هاشم به طور دسته‏جمعى، بى‏اجازه بر دشمن حمله كردند. امام حسين عليه‏السلام فريادى كشيد و آنان را از حمله گروهى بازداشت و با صدايى رسا فرمود: «اى پسر عموهاى من! براى مرگ، شكيبا باشيد.» جوانان اهل‏بيت، دست از حمله برداشتند و بازگشتند، ولى در اين فاصله، محمد بن مسلم (فرزند ديگر مسلم بن عقيل) به دست ابومرهم ازدى و لقيط بن اياس جُهنى به شهادت رسيد.

عمروبن الحسن

يكى ديگر از كودكانى است كه در كربلا حضور داشت و پس از حادثه عاشورا اسير شد. نقل شده است روزى يزيد به او گفت: آيا با پسرم عبدالله كشتى مى‏گيرى؟ عمروبن الحسن گفت: نيرويى براى كشتى ندارم ولى با يك چاقو به من و يك چاقو هم به او بده تا با هم بجنگيم. اگر او مرا كشت، من به جدم رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و پدرم على بن ابى‏طالب عليه‏السلام مى‏پيوندم و اگر من او را بكشم، او به جدش ابوسفيان و پدرش معاويه خواهد پيوست.

يزيد گفت: «اين خويى است كه من مى‏شناسم. مار جز مار نمى‏زايد؟». كنايه از اينكه عمرو بن الحسن، شجاعت و دلاورى را از پدران و اجداد خود به ارث برده است.

 

انیمیشن ریاضی و علوم پایه ی پنجم

 

ساختارمغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و
نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.
در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ
مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و
پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای
بدن است.

مخچه
مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از
بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع
بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به
نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی
در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی
سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.


طرح درس تاریخ

باسمه تعالی

نام درس: تاریخ        موضوع درس: حمله مغول به ایران         پایه:پنجم ابتدایی        مدت: 45دقیقه

آموزشگاه: شاهد      تعداد دانش آموزان: 32نفر               نام آموزگار: اعظم کیقبادی   تاریخ اجرا:

عناصر ترکیب سیستمی تدریس

تعیین  مفهوم محوری : آشنایی با حمله ی  مغول ها به ایران

تحلیل مفهوم:

-آشنایی  با حکومت  مغول ها

-آشنایی با زمینه حمله ی مغو ل ها به ایران

تنظیم اهداف جزئی وتعیین ساختار دانش

الف)حیطه ی شناختی (دانش)

-فراگیران می توانند بیان کنند که مغول ها چگونه به ایران حمله کردند.

-فرا گیران می دانند که حکومت مغو ل ها بعداز کدام سلسله بوجود آمدند.

-آشنایی دانش آموزان با  چنگیز خان .

ب)حیطه ی عاطفی (نگرشی)

-دانش آموزان به درس تاریخ و فهمیدن اتفاقات در زمان مغو ل ها علاقه نشان می دهند.

-علاقه مند به شنیدن نحوه ی تشکیل حکومت مغول ها می باشند.

-علاقه مند به فعالیت در گروه می باشند.

پ)حیطه ی روان حرکتی (مهارتی)

-چه عاملی باعث شد که مغول ها به ایران حمله کنند را شرح می دهند.

-دانش آموزان اتفاقات این درس را برای دوستان خود بیان می کنند.

-دانش آموزان علت عدم تسلط ایرانیان به بیگانگان را توضیح می دهند.

             

ارتباط درس با موضوعات دیگر

تاریخی: دانش آموزان با تاریخ حمله ی مغو ل ها به ایران و ستمگری های آنها بر ایران آشنا می شوند.

اجتماعی: در گروه مشارکت دارند وبه حقوق دیگران احترام می گذارند.

زیستی: از تجربیات گذشتگان جهت بهتر زندگی کردن استفاده می کنند.

ارتباط درس با هوش های هفت گانه

- بدنی حرکتی: فراگیران در آماده کردن وسایل و انجام دادن فعالیت های مربوط در گروه مشارکت می کنند.

- منطق ریاضی: با نظم وانسجام مخصوص در گروه فعالیت می کنند.

- وزن موسیقیایی: از خواندن درس بالحن مناسب لذت می برند.

- لفظی زبانی: با همدیگر گفتگو می کنند-می خوانند- پاسخ می دهند وسئوال می کنند.

- فضایی تجسمی: حوادث زمان حکومت مغول ها را در ذهن خود تجسم می کنند.

- درون فردی: به علایق خود توجه دارند ودر پرسیدن سئوالات اعتماد به نفس دارند.

- برون فردی: در گروه با یکدیگر مشارکت دارند وبه احساسات همدیگر توجه دارند.

الگوی تدریس : پیش سازمان دهنده

روش تدریس: توضیحی –همیاری –سخنرانی –پرسش وپاسخ –داستانی(تلفیقی)

مدل کلاس: به صورت نعلی U) شکل )

مواد آموزشی: کتاب درسی –فیلم –تصاویر –شمشیرچوبی –کلاه کاغذی

 مراحل قبل از تدریس:

1-حضور وغیاب ورسیدگی به حالات فیزیکی وروانی دانش آموزان

2-ارزشیابی تشخیصی

الف)سه سلسله ی ترک که بر ایران حکومت می کردند را به ترتیب نام ببرید؟

ب)آخرین سلسله ی ترک چه نام داشت؟

پ)سلسله ی ترک چند سال بر ایرانیان حکومت کردند؟

3-گروه بندی دانش آموزان به چهار گروه که تعداد هر گروه بهتر است ازچهار نفربیشتر نباشد.

 

گام اول : ارائه ی پیش سازمان دهنده

الف)روشن ساختن منظور های درس: معلم موقعیت درس را مشخص کرده وبیان می کند که دراین درس با حمله ی مغول ها به ایران آشنا می شویم

ب)ارائه ی سازمان دهنده: دراین مرحله با بیان حمله هایی که باعث ویرانی سرزمین ایران شده ویا با پرسیدن سئوالهای مربوط به درس دانش آموزان را برای درس جدید آماده می کنیم.

پ)برانگیختن آگاهی از دانش مربوط: برای ایجاد انگیزه دردانش آموزان فیلمی از حمله ی مغول ها به ایران نشان می دهیم وهمچنین با پرسیدن سئوالاتی درمورد فیلم شوق لازم را در دانش آموزان ایجاد می کنیم.

گام دوم : ارائه ی مطالب یا وظیفه ی مورد نظر

در این مرحله درس را به شیوه ی داستان گویی واجرای نمایش توسط دانش آموزان شروع می کنیم.

 

دانـــــش آمــــــوز

مــــعـــــلـــــــم

 

 

 

 

 

 

 

چنگیزخان:مشاور اعظم به نظر تو آیا با ایران روابط بازرگانی داشته باشیم به سودمان هست؟

مشاور:اعلی حضرت فکر شما جالب است و بهتر است این روابط را با ایرانیان داشته باشیم.

حاکم:ایست

حاکم: به من گفته اند که در میان شما تعدادی جاسوس هست.

رئیس کاروان :ما جاسوس نداریم،از طرف چنگیزخان آمده ایم  تا با شما ایرانیان روابط بازرگانی داشته باشیم.

حاکم:در میان شما جاسوس وجود دارد باید آنها را به من تحویل دهید یا اینکه همه شما را می کشم.

بچه ها همانطور که می دانید یکی از سلسله های ترک در ایران خوارزمشاهیان بود و آخرین پادشاه این سلسله، سلطان محمد خوارزمشاه بود.

در این زمان یک اتفاق وحشتنا کی افتاد.این اتفاق حمله ی مغول ها به ایران بود.

مغول ها مردمی جنگجو وخون ریز بودند آنها به همه جا حمله می کردند و مردم آن سرزمین آنها را می کشتند و تصرف می کردند.

پس از مدتها،فرمانده مغول ها که چنگیزخان نام داشت خواست با ایرانیان روابط بازرگانی داشته باشد.

 

به همین دلیل تعدادی از بازرگانان خود را به ایران فرستادهمینکه به مرز ایران رسیدند حاکم مرزی ایران آنها را نگه داشت وگفت:

رئیس کاروان گفت:

اما حاکم ایران قبول نکردوگفت: بازرگانان باز هم گفتند، جاسوس نداریم. در این حال حاکم عصبانی شد وهمه ی آنها را کشت.امایکی ازآنها فرار کرد واین خبر را به چنگیز خان رساند. همین که چنگیزخان این خبر را شنید تصمیم گرفت به ایران حمله کند.

 

پس ازآنکه سپاهیان مغول به ایران حمله کردند وهمه جا را ویران کردند،سلطان محمد از ترس خود به جای ایستادگی در مقابل دشمن فرارکرد.مغول ها نیز از این فرصت استفاده کرده و شهرهای ایران را ویران کردند و مردم زیادی را کشتند.

آنها حتی به کتابخانه ها،مدرسه ها ومساجد رحم نکردند وبه آتش کشیدند واز این پس آنها بر ایران حکومت کردند تا160 سال.ناگهان مردی خشن و بی رحم  به نام تیمور به ایران حمله کرد و پس از،از بین بردن بیشتر شهرها وروستاها حکومت مغول ها را از بین بردند.و از این پس جانشینان تیمور به ایران حکومت کردند که توجه زیادی به علم ودانش داشتند و برای آبادانی ایران کوشیدند.

گام سوم : تحکیم سازمان شناخت

الف)برسی موضوعات از جنبه دیگر: از دانش آموزان می خواهیم نمونه های دیگری که موجب ویرانی سرزمین ایران شده اند نام ببرند مانند جنگ هشت سال دفاع مقدس.

ب)بهبود فعالیت های یادگیری درس در کلاس: در این مرحله ضمن قرائت درس توسط دانش آموزان وپرسشهای درس پاسخ داده می شود.

پ)مطرح شدن انتقادهای دانش آموزان به محتوای درس: در این مرحله به سئوالاتی که از طرف دانش آموزان بیان می شود پاسخ داده خواهد شد تا رفع اشکال گردد.

ت)واضح و روشن کردن موضوع: در این مرحله با توجه به درس ظلم های که بیگانگان به سرزمین ایران نموده اند بیان می شود.

تعیین تکلیف:

 درپایان از دانش آموزان می خواهیم تابرای جلسه آینده در مورد مغول ها تحقیق کرده و درچند ورق گرد آوری کرده و به کلاس ارائه دهند.

 

نماز و آموزش درست آن به دانش آموزان کلاس دوم به روش غیر مستقیم و نمایشی


می‏خواهم نماز بخوانم

این آقا چرا اینقدر داد می‏زند؟! چه می‏گوید؟
داد نمی‏زند: اذان می‏گوید. یعنی به همه خبر می‏دهد که وقت نماز است. بیا با هم به مسجد برویم. اول نماز بخوانیم و بعد به خرید برویم.

 

 

نماز اول وقت راخدا بیشتر دوست دارد.

 

آخ، انگشتم! باید زود انگشتم را ببندم . نباید خون روی لباس‏هایم بریزد.
مادر ، لباس شما گلی و کثیف است. چه فرقی می کند که خونی هم بشود؟

 

 

اگر لباسم خونی بشود، دیگر نمی‏توانم با آن نماز بخوانم. ولی با لباس گلی می‏توانم. در هر حال بهتر است که وقت نماز خواندن، لباس‏هایمان نه خونی باشد و نه کثیف. خداوند تمیزی را دوست دارد.

 

 

رضا ببین موهای من پیداست؟ می‏خواهم نماز بخوانم.
موهایت پیدا نیست ولی چادرت آنقدر نازک است که دستها و پاهایت پیداست.

 

 

ببین خوب شد؟ حالا می‏توانم نماز بخوانم؟

 

 

چادرت خوب است، اما این بار موهایت پیداست!
حالا دیگر می‏توانم نماز بخوانم.


مامان بیا ببین علی تشکش را خیس کرده است.
مریم جان باید کمک کنی که زودتر فرش نجس را آب بکشیم .

 

 

مادر چه کار می کنی؟ این طوری که فرش بیشتر خیس می‏شود.
اگر آن را با آب تمیز نکنیم، نجس می‏ماند. آن وقت دیگر خدا دوست ندارد روی آن نماز بخونیم.

 

 

چرا جا نمازت را به این طرف پهن کرده‏ای؟!
امروز می‏خواهم رو به این طرف نماز بخوانم.

 

 

تو نمی‏توانی به هر طرف که می‏خواهی نماز بخوانی. تو باید فقط رو به قبله نماز بخوانی.
قبله‏ی همه‏ی مسلمان‏ها کعبه است کعبه در شهر مکه است.

 

 

بابا من وضو گرفتم. بعد به اذانی هم که گفتید گوش دادم. حالا می‏خواهم نماز بخوانم.
بابا نگاه کن! علی هم نماز می‏خواند.
نه پسرم. علی فقط خم و راست می‏شود.

 

 

او نمی‏داند که نماز یعنی چه. اما تو می‏دانی. می‏دانی که این کار را برای خدا می‏کنی و می‏دانی که اول باید کدام نماز را بخوانی.
بچه‏ها بازی را بگذارید برای بعد از نماز. وقتی در اول هر نماز الله اکبر می‏گویید، باید آرام بایستید و تکان نخورید.

 

 

وای! بابا زنبور را بکش! الان نیشت می‏زند.
مگر نمی‏بینی بابا برای رکوع خم شده است! او که نمی‏تواند زنبور را بکشد.

 

 

رضا درست می‏گوید، دخترم. در موقع رکوع نمی‏توانیم از حالت رکوع خارج شویم. در موقع حرکت‏های دیگر نماز هم نباید جا به جا بشویم.

 

 

رضا، چرا این طوری سجده می‏کنی ؟!

 

 

پسرم، وقتی نماز می‏خوانی باید حواست پیش خدا باشد. برای سجده کردن باید کف دستها، زانوها و نوک انگشت بزرگ پا روی زمین باشد.

 

 

من می‏خواهم بین دو نماز قرآن بخوانم. تو هم اگر دوست داری، برو بازی کن. برای نماز عشا صدایت می‏کنم.

 

 

عزیزم بلند شو برو سر جایت بخواب.
نه من می‏خواهم باز هم با شما نماز بخوانم .
پس زود برو دوباره وضو بگیر. چون خوابیدی وضویت باطل شده است.

 

 

مامان دیدی؟ رضا اول سجده کرد بعد به رکوع رفت! نمازش درست نیست.
حالا چه فرقی می کند؟ اصلاً تو به نماز خواندن من چکارداری؟

 

 

رضا جان خواهرت درست می‏گوید. تو نباید ترتیب نماز را به هم بزنی .

 

 

مهرم را بده

 

 

پسرم وقتی که نماز می‏خوانی نباید رویت را از طرف قبله برگردانی. باید آرام سر جایت بمانی و حرف هم نزنی..
حالا باید دوباره با هم نماز بخوانیم.

 

 

مادر چرا به مسجد می‏رویم؟
برای اینکه آنجا با مردم نماز جماعت بخوانیم.
مادر اینجا خیلی شلوغ است. برویم در خانه خودمان نماز بخوانیم.
نه دخترم، خدا نماز جماعت را خیلی بیشتر از نمازی که تنها می‏خوانیم، دوست دارد. او دوست دارد که ما کارها را با هم و در کنار هم انجام دهیم.

 

 

چرا آن آقا جلوتر ازهمه ایستاده است؟
آن آقا امام جماعت است. وقتی که او دست‏هایش را تا کنار گوش‏هایش بالا برد و بلند " الله اکبر" گفت، ما نمازمان را شروع می کنیم.

 

نکته های آسمانی

 
به فرزندان خود نشان دهیم که

صمیمیت ،دنیای او را وسیعتر می کند

محبت ،ذهن و دل او را گشایش می بخشد

گذشت و بخشش ،وجود او را با قدرت می سازد

صبوری و بردباری ،خلق او را زیبا می کند

و اینها همه((یافتنی ))است و نه ((آموختنی))

آری پدر و مادر عزیز و معلم گرامی ،

اینها را باید با رفتارمان به بچه ها نشان دهیم ،نه با زبان

نقشه قتل شبانه پیامبر(ص) ودربستر خوابیدن امام علی (ع) به جای ایشان

گروهى از قريش و اشراف مكه از قبايل مختلف در محل تشكيل جلسات مشورتى بزرگان مكه به نام دارالندوة جمع شدند تا درباره خطرى كه از ناحيه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آنها را تهديد مى كرد بينديشند. در اثناء راه پير مرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد از او پرسيدند: كيستى ؟ گفت : پيرمردى از اهل نجد. جلسه تشكيل يافت و درباره اينكه چگونه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به عنوان مانعى از سر راه بردارند گفتگو مى كردند يكى گفت او را از ميان خون بيرون كنيد تا از دست او راحت شويد، پيرمرد گفت اين هم درست نيست زيرا اگر اين كار را انجام دهيد به سراغ قبايل ديگر عرب مى رود و با گفتار شيرينش در آنها نفوذ مى كند، ابوجهل كه تا آن وقت ساكت بود به سخن آمد و گفت به نظر من از هر قبيله اى يك جوان شجاع و شمشير زن را انتخاب كنيد تا در فرصتى مناسب به طور دسته جمعى به محمد صلى الله عليه و آله و سلم حمله كنند و او را بكشند اين طور خون او در بين همه قبايل پخش مى شود و بنى هاشم نمى تواند به خونخواهى او قيام كند، پيرمرد نجدى خوشحال شد و گفت : به خداى راءى صحيح همين است نتيجتا همه ى با اين تصميم موافقت كردند.
جبرئيل فرود آمد و به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : تا شب را در بستر خود نخوابد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شبانه به سوى غار ثور حركت كرد و سفارش نمود على (عليه السلام ) در بستر او بخوابد تا كسانى كه خانه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را تحت نظر داشتند متوجه عدم حضور پيامبر نگردند. على (عليه السلام ) كه در آن موقع جوانى 23 ساله بود در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خوابيد هنگامى كه صبح شد و طبق نقشه ، جوانان قبائل مختلف جهت قتل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خانه ريختند، على (عليه السلام ) را در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ديدند، صدا زدند پس محمد صلى الله عليه و آله و سلم كجاست ؟ حضرت امير (عليه السلام ) فرمود: نمى دانم . لذا با اين جانفشانى حضرت على (عليه السلام )، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از گرداب مرگ نجات يافت

آیا می دانستید؟

 

آیا می دانستید که جنگل آمازون نیمی از اکسیژن جهان را تولید می کند؟

-آیا میدانستید که زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو بدهد یا عطر زده باشد حمله می کند؟

-آیا میدانستید که چین بیش تر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟ 

-آیا میدانستید که مادر و همسر گراهام بل، مخترع تلفن، هر دو ناشنوا بودند ؟ 

آیا میدانستید که نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا می دهد ؟- 

-آیا میدانستید که زمین با سرعتی معادل صدوهشتاد هزار کیلومتر در ساعت دور خورشید می چرخد ؟ 

-آیا میدانستید که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می شود ؟  

-آیا میدانستید که برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید ؟  

-آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلول های جدید تعویض میشود ؟ 

-آیا میدانستید که بدن انسان قادر است در ظرف یک ساعت دو لیتر عرق تولید کند ؟  

-آیا میدانستید که شکلات بر عصب و قلب سگ تاثیر بدی دارد، با کمی شکلات می توان یک سگ را کشت ؟ 

یک قطره الکل، عقرب را دیوانه می کند و سبب می شود خودش را نیش بزند و بکشد ؟ 

نیکوتین سیگار به سرعت جذب خون می شود و در مدت سی ثانیه به مغز می رسد و بر سلول های عصبی اثر می گذارد ؟ 

 علت شناور شدن یخ روی آب این است که مولکول آب در حالت یخ زده جای بیشتری می گیرد؛ بدین علت، آب یخ زده سبک تر از آب جاری است ؟

سمورهای دریایی هنگام خوابیدن دستهای هم را می گیرند تا همدیگر را گم نکنند ؟

پنیر پفک اغلب پنیر تلخ(پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد ؟  

بهترین نان، نانهای سبوس دار است مثل نان سنگک ؟ 

گربه ها معمولا ۶۶٪ از عمر خود را صرف خواب میکنند ؟- 

آب گرم سریعتر از آب سرد یخ میزند ؟ 

 چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است ؟  

فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند ؟- 

-هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از ۹ بار تا کرد ؟ 

در تایوان بشقابهای گندمی درست میشود و افراد بعد از خوردن غذا بشقابهایشان را هم میخورند ؟ 

-گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و بزرگتر می شوند ؟  

بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه آن به ۴۳۳۰متر میرسد ؟ 

هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است ؟  

قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد ؟- 

بیشترین سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب می باشد ؟ 

دکتر حسابی تنها دانشجوی ایرانی انیشتین بود ؟- 

داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد ؟- 

لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا  150 سال عمر کند ؟


رنج بردن شیطان



روزی پیامبر اکرم (ص) از راهی عبور میکرد . در راه شیطان را دید که

خیلی ضعیف و لاغر شده است .

 از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای؟

گفت یا رسول الله از دست امت تو رنج میبرم و در زحمت بسیار هستم.

پیامبر فرمود : مگر امت من با تو چه کرده است؟

گفت : یا رسول الله امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم .

   اول اینکه هروقت به هم میرسند سلام میکنند ،

   دوم ایبکه باهم مصاحفه(دست دادن ) میکنند ،

   سوم اینکه هر کاری که میخواهند انجام دهند «انشاالله » میگویند ،

   چهارم اینکه استغفار از گناه میکنند ،

   پنجم اینکه تا نام شما را میشنوند صلوات میفرستند

   و ششم اینکه ابتدای هر کاری « بسم الله الرحمن الرحیم » میگویند.

داستان فتح مکه

در سال ششم هجری پس از پیمان صلح حدیبیه ، قبیله خزاعه و بنی کنانه که با هم دشمنی دیرینه داشتند، هر کدام از ماده سوم قرارداد حدیبیه استفاده کردند. ماده سوم این قرارداد اجازه می‌داد مسلمانان و قریش با هر قبیله که بخواهند، پیمان ببندند. خزاعه با مسلمانان هم‌پیمان شدند و بنی کنانه با قریش.
پس از جنگ موته و شهادت سه تن از فرماندهان لشگر اسلام، قریش تصمیم به توطئه گرفت و با توزیع اسلحه در میان قبیله بنی بکر ، آنان را تشویق کرد به قبیله خزاعه حمله کنند.
بنی بکر شبانه حمله کرد و اموال قبیله خزاعه را به غارت برد. قبیله خزاعه، رئیس خود، عمرو سالم‌‌، را برای دادخواهی نزد پیامبر فرستاد. پیامبر نیز در برابر مسلمانان به او فرمود:« تو را کمک خواهیم کرد
قریش از کار خود پشیمان شده بود؛ ابو سفیان با سفر به مدینه درصدد جلب رضایت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله برآمد و حتی به حضرت زهرا علیه السلام و علی علیه السلام نیز متوسل شد ولی نتیجه‌ای عایدش نگشت. حتی ((ام حبیبه (رمله دختر ابوسفیان)|ام حبیبه ))،دخترش، که همسر پیامبر بود نیز به او بی‌اعتنایی کرد.
پیامبر تصمیم خود را برای فتح مکه گرفته بود ولی تا لحظه حرکت، زمان، مسیر و مقصد سفر برای هیچ‌کس معلوم نبود.
روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت، پیامبر فرمان حرکت به سوی مکه را صادر فرمود و مردی به نام ابورهم غفاری را جانشین خود در مکه قرار داد. آن‌گاه در نزدیکی مدینه در منطقه‌ای به‌نام کدید با آب افطار کرد و دستور داد همگان افطار کنند

عباس بن عبدالمطلب نیز از مکه خارج شد و در جحفه با پیامبر دیدار کرد. پیامبر اکرم در منطقه‌ای به‌نام مرالظهران که در چند کیلومتری مکه است، مستقر شد و به سربازان اسلام دستور داد در نقاط مرتفع آتش روشن کنند. به دنبال دستور پیامبر نواری از آتش، کلیه کوه‌ها و نقاط مرتفع مشرف به مکه را فرا گرفت. با این شیوه، رعب عجیبی در دل سران قریش افتاد. در همین هنگام عباس سوار بر استر سفید پیامبر شد و شبانه خبر محاصره مکه توسط ارتش اسلام را به ابوسفیان رساند و به وی پیشنهاد کرد شخصا به حضور پیامبر بیاید و از او امان بخواهد. ابوسفیان پذیرفت و بر ترک استر عباس سوار شد. عباس برای اینکه رعب بیشتری در دل ابوسفیان بیفتد او را از میان لشگر اسلام و از میان توده هایآتش عبو داد و در کنار خیمه رسولخدا از استر پیاده شدند .
صبحگاهان عباس ابوسفیان را از به حضور پیامبر آورد. ابوسفیان در حضور جمعی از مهاجر و انصار زبان به ستایش پیامبر گشود و از ترس جانش در حضور حضرت اسلام آورد و به شهادتین اعتراف کرد. ابوسفیان با اینکه در طی 20 سال گذشته بزرگترین ضربه ها را بر اسلام و مسلمین وارد ساخته بود، در عین حال پیامبر روی مصالحی چنین فرمود: « ابوسفیان می تواند به مردم اطمینان دهد که هر کس به محیط مسجدالحرام پناهنده شود و یا سلاح به زمین بگذارد و بی طرفی خود را اعلام کند و یا در خانه اش را ببندد و یا به خانه ابوسفیان پناه برد از تعرض ارتش اسلام محفوظ خواهد ماند. »
ابوسفیان پیام پیامبر را به مردم مکه رساند و پیامبر نیز فرمود: « فتح مکه بدون خونریزی صورت گیرد» ولی ده نفر را پیامبر مهدورالدم اعلام کرد که عبارت بودند از: عکرمه بن ابی جهل، هبار بن اسود، عبدالله بن سعد ابی سرح، مقیس صبابه لیثی، حویرث بن نفیل، عبدالله هلال و چهار زن. هر کدام از این ده نفر مرتکب قتل و جنایت و آتش افروزی در جنگها شده بودند.
تمام لشگر اسلام بدون جنگ وارد شهر مکه شدند و تنها نیروی تحت امر خالد بن ولید با کشتن 28 نفر از مشرکان مسیر حرکت خود به سوی مکه را پاکسازی کردند. پیامبر با ورود به مکه، کعبه را از وجود بت ها پاکسازی کرد و همگان را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.

http://daneshnameh.roshd.ir/

ازپالایشگاه گاز خانگیران چه می دانید؟

پالايشگاه گاز شهيد هاشمي نژاد(خانگيران) اولین فعالیت اکتشافی در سال 1331 در منطقه خانگیران به وقوع می پیوندد و اولین چاه در سال 1341 به مخزن گاز شیرین شوریجه می رسد و نوید طرح و اجرای تأسیسات گاز در این منطقه محروم معنا پیدا می کند . تأسیسات نم زدایی جمالی نیا باتامین خوراک از مخزن گاز شوریجه در سال 1352 به بهره برداری میرسد و گاز مصرفی بخش محدودی از شهر مشهد ازطریق یک خط لوله 16 اینچ ارسال می شد .

کشف مخزن مستعد و بزرگ مزدوران در عمق 3700 متری زمین شهرتی جهانی به منطقه خانگیران می بخشد وبه عنوان یک مخزن بزرگ و مستقل گاز برروی تلکس خبرگزاریهای جهان خودنمایی می کند .

مخازن گازی منطقه خانگیران شهرستان سرخس شامل 3 مخزن گاز شیرین با استعداد باقیمانده تولید 17 میلیارد متر مکعب و یک مخزن گاز ترش عظیم با استعداد باقي مانده توليد 300 ميليارد متر مكعب ميباشد . بهره برداری از منابع گاز شیرین خانگیران در سال 1352 با 3 حلقه چاه ودر سال 1362 بهره برداری از مخزن گاز ترش مزدوران هم‌زمان با راه اندازی پالایشگاه گاز شهید هاشمی نژاد با 6 حلقه چاه آغاز گردید . مخزن گاز ترش مزدوران حاوی 5/3% گاز بسیار سمی و خطرناک هیدروژن سولفوره (H2S) و 5/6% گاز دی اکسید کربن (CO2) میباشد . و مشابه این مخزن تعداد محدودی در حجم بالای تولید درسطح جهانی فعال است که از آن جمله به کشور کانادا میتوان اشاره کرد . ولذا تولید موفق و بی خطر در طی 21 سال گذشته از لحاظ عدم وقوع حوادث منجر به صدمات انسانی و حفاظت تأسیسات در شرایط خورندگی گسترده از افتخارات کارشناسان و کارکنان پرتلاش این مجتمع عظیم پالایشی می باشد .

باتوجه به وجود ذخایر عظیم گازدر نقاط مرزی کشور همسایه مطالعات اکتشافی ازجمله لرزه نگاری سه بعدی که یکی از پیشرفته ترین روشهای اکتشافی نفت وگاز میباشد در منطقه مرزی سرخس توسط یک شرکت چینی انجام گرفته وبر مبنای نتایج مطالعات مزبور انجام برخی حفاریهای اکتشافی نیز در نقاط مرزی و دشت سرخس در دستورکار قرار گرفته که اولین چاه اکتشافی/ تحدیدی نیز حفاری شده است .

عملیات اجرایی پالایشگاه گاز خانگیران در سال 1354 آغاز ودر سال 1357 به دلیل تقارن با پیروزی انقلاب اسلامی متوقف و در نهایت با یک وقفه سه ساله در ایام ا... دهه مبارک فجر سال 1362با حضور پربرکت ریاست محترم جمهور حضرت آیت ا... خامنه ای در منطقه خانگیران شعله های سرکش آتش از مشعل پالایشگاه به آسمان سر می کشد و صنعت مردان دلاور ایران زمین به عنوان اولین سند افتخار اداره عملیات این مجتمع عظیم پالایشی را بدون حضور بیگانگان بر عهده می گیرند.لازم به ذكر است كه اين پالايشگاه به نام پالايشگاه خانگيران نيز شهرت دارد

روز دانش آموز

چیزی کم نداری در راه رسیدن به خواسته های درست .


کنجکاوی ، در بساط دانش آموزان ات یافت می شود ؛ به شرطی که به موقع و به جا از آن بهره بگیری

 

روز دانش آموز مبارک باد

 

۱۳ آبان روز دانش آموز گرامی باد .

۱۳ آبان روز دانش آموز گرامی باد .


پنگوئن‌های قاشقی

 

پنگوئن‌های قاشقی

سلام دوستان عزیز.امروز می خواهیم با وسایل ساده یک کاردستی زیبا درست کنیم که بتوانیم با آنها بازی کنیم

(چه اشکالی داره ما هم بازی کنیم)

پنگوئن‌های قاشقی

وسایل مورد نیاز

- قاشق های چوبی یا پلاستیکی

- جوهر سیاه یا رنگی که سیاه باشد

- برچسب های سفیدی سوراخ داری که برای ورق های کلاسر استفاده می شود

- پارچه در دو رنگ زرد و سیاه

- چسب بی رنگ

- قیچی

· قاشق هایتان را در رنگ سیاه فرو ببرید و بیرون بیاورید .

اگر قاشق هایتان چوبی باشد جوهر سیاه گزینه ی بسیار خوبی برای رنگ کردن است ولی اگر قاشق هایتان پلاستیکی باشد جوهر بر روی سطح پلاستیک نمی نشیند و می لغزد در نتیجه بهتر است از رنگ اکریلیک استفاده کنید.

پنگوئن‌های قاشقی

· به آنها زمانی برای خشک شدن بدهید.

پنگوئن‌های قاشقی

. پس از اینکه رنگ قاشق کاملا خشک شد چسب های کاغذی را همانند تصویر زیر به جای چشم پنگوئن روی قاشق بچسبانید.

پنگوئن‌های قاشقی

·برای ایجاد یک بیضی بر روی شکم پنگوئن، از انگشت شستتان استفاده کنید. روی انگشتتان رنگ سفید بزنید و در مکان مناسب یک انگشت بزنید.

پنگوئن‌های قاشقی

·برای ساختن بال های پنگوئن کافی است با استفاده از پارچه ی مشکی که دارید یک حلال ببرید. بهتر است پارچه ای که انتخاب می کنید ضخیم باشد تا به خوبی بر روی بدن پنگوئن بایستد. دو مثلث به هم چسبیده را نیز از داخل پارچه ی زردتان دربیاورید، این تکه را برای پاهای آن در نظر می گیریم. و در آخر یک مثلث با اضلاع بلند برای نوک آن ببرید. سپس این تکه ها را به بدن پنگوئن بچسباندید.

پنگوئن‌های قاشقی

·و حالا پنگوئن هایی دارید که می توانید با آنها به سادگی بازی کنید.

 

قواعد علامت گذاري

بهترين وسيله براي بهتر نوشتن و بهتر خواندن و خوب فهماندن مطلب ، علامت گذاري مي باشد كه به شرح زير است.

الف – يك نقطه (.) آخر هر جمله ي خبري يا امري يك نقطه مي گذارند مانند شاگرد خوب دير به مدرسه نمي رود . برو يك خودكار بياور .

ب – دو نقطه (:) اين علامت توضيح است بعد از كلماتي كه مي خواهد توضيح چيزي را بدهد به كار مي رود . مانند خانه ي ما : چهار اتاق ، يك حمام ، يك آشپزخانه و يك سالن دارد و يا هنگام نقل قول و يا شرح مطلب و لغتي گذاشته مي شود .

مانند پدرم گفت : قطار بهترين وسيله براي مسافرت كردن است .

پ – علامت سوال (؟) اين علامت آخر جمله هاي سوالي گذاشته مي شود مانند شما چند فرزند داريد ؟ آيا مسائل رياضي را حل كرده اي ؟

ت – ويرگول يا كاما (،) اين علامت بين كلمات مترادف پشت سر هم و بين اسامي مي آيد و آنها را از هم جدا مي كند و به جاي واو مي نشيند مانند سال چهار فصل دارد . بهار ، تابستان ، پاييز ، زمستان .

همسايه ي ما مردي امين ، پاكيزه ، خوش بيان و خوش اخلاق است .

محمد ، محمود ، حسن و تقي نمره ي خوب گرفتند .

ث – تيره يا خط كوتاه (- ) اين علامت براي جدا كردن و فاصله دادن ميان يك كلمه و تعريف آن به كار مي رود . مانند اول – غذايت را بخور . دوم – روي صندلي بنشين . سوم – كتاب فيزيك را مطالعه كن . هم چنين وقتي مكالمه ي دو نفر را در نوشته اي نقل مي كنيم بايد از خط تيره استفاده كنيم و سر خط علامت خط تيره بگذاريم .

مانند حسن از برادرش پرسيد : آيا به بندر عباس مي روي ؟ بلي ، قرار است با عباس به بندر عباس بروم .

- پس براي من يك كاپشن بياور .

همچنين در دو طرف جمله ي معترضه گذارده مي شود .

مثل روز عيد – كه اي كاش هر روز تكرا رمي شد – به ديدن پدرم رفتم .

ج - - علامت تعجب يا توجه (!) اين علامت جلوي كلماتي كه تعجب ، شادي ، اندوه ، تاسف ، حيرت ، وحشت ، خطاب و تحسين را مي رساند مي گذارند . مانند : چه كتاب قشنگي ! عجب مرد چاقي ! آفرين ! دريغا ! حيف ! به چه روزي ! چو بخت من پيروز !  آخ ! تنبلي چه بلايي است !

چ – پرانتز () اگر بخواهند معني كلمه اي يا جمله اي را در موقع نوشتن بنويسند آن را در داخل پرانتز مي گذارند . مانند مرد زاهد (پرهيزكار) – صبح زود از خواب بيدار مي شود . به خدا گفتم اياك نعبد (تورا مي پرستم) – پس از تو كمك مي خواهم .

هـ - ... (...) اين علامت وقتي به كار مي رود كه بخواهيم دنباله ي مطلبي را قطع كنيم و يا بخواهيم مقداري از كلمه ها را ننويسيم . مانند ، به كارهايي مثل دروغ ، دزدي ، رشوه خواري ، تهمت و ... فسق و فجور مي گويند .

خ – نقطه خط (.-) اين علامت را در پايان آخرين جمله يا مقاله يا انشا مي گذارند و علامت اين است كه نوشته پايان يافته است .

د – ستاره (***) را هنگامي بكار مي بريم كه قسمتي از مطالب يك مقاله تمام شده و قسمت ديگر كه بر محور ديگري مي چرخد شروع گرديده است و ستاره را وسط صفحه قرار مي دهيم آنگاه سر سطر قسمت ديگري را مي نويسيم .