زیبایی
زیبایی
آنگاه شاعری گفت :از زیبایی سخن بگوی.
پیامبر گفت: شما زیبایی را از کجا جستجو خواهید کرد و چگونه آن را خواهید یافت مگر آن که زیبایی خود راهبر شما باشد؟
و شما چگونه از او سخن خواهید گفت، مگر او خود بافنده اطلس گفتار شما باشد؟
غمزدگان و مجروحان گویند ،" زیبایی لطف و مهربانی است، او هم چون مادری جوان که از شکوه خود کمی شرمگین است در میان ما می خرامد"
و آنان که شوق و شوری در دل دارندگویند،" چنین نیست، بلکه زیبایی مظهر قدرت و هیبت است. هم چون طوفانی است که زمین زیر پا و آسمان بالای سر ما را می لرزاند:".
و آن ملولان خسته و در راه مانده گویند،"زیبایی نجوایی است ملایم در گوش، او با روح ما سخن می گوید.
صدای او به سکوت های ما تسلیم می شود هم چون نور ضعیفی که از ترس سایه ها به خود می لرزد".
و رهروان بی قرار و بی آرام گویند،" ما بانگ زیبایی را که در میان کوه ها فریاد بر می آورد شنیده ایم،با فریادهای او صدای سم اسبان و بال پرندگان و غرش شیران همراه بود".
شبگرد شهر می گوید،" زیبایی همراه با سپیده از شرق طلوع خواهد کرد". و هنگام ظهر زحمتکشان و خستگان راه می گویند، ما از پنجره های غروب زیبایی را دیده ایم که بر دامن تپه ها آرمیده است".
و در زمستان آن بینوای در برف مانده می گوید،"زیبایی همراه با بهار بر بلندی ها خیمه خواهد زد"
و در تابستان آن دهقان سالخورده می گوید،" ما زیبایی را دیده ایم که با برگ های پاییزی رقصان به زمین می آید در گیسوی او برف و بوران را مشاهده کرده ایم "
شما همة این سخنان را در بارة زیبایی گفته اید،
اما به حقیقت از او هیچ نگفنه اید، بلکه آرزوهای نایافته خود را بیان کرده اید،
در حالی که زیبایی یک نیاز نیست، بلکه تجربه ای از وجد و شادی و سرمستی است،
زیبایی نه لب های تشنه است و نه دست های تهی که به نیاز پیش آورده اند،
زیبایی قلبی است شعله ور و جانی است مجذوب و افسون شده،
زیبایی نه نقشی است که شما چشم بر آن گشایید و نه آوازی است که بدان گوش سپارید،
بلکه زیبایی نقشی است که شما می بینید اگر چه چشم هایتان را ببندید و آوازی است که می شنوید اگر چه گوشهایتان را بگیرید،
زیبایی شیره پوست های پر شیار درخت نیست،
زیبایی بال و پری نیست که به چنگالی بسته باشند،
زیبایی باغی است در شکوفایی جاودانه و دسته فرشتگانی است در پرواز ابدی.
ای مردم اورفالیس، زیبایی زندگی است هنگامی که نقاب از چهرة مقدس خویش بر می دارد.
آن زندگی شمایید و آن نقاب نیز شمایید.
زیبایی ابدیت است که خود را درآیینه می نگرد و آن ابدیت شمایید و آن آیینه نیز شمایید.
از کتاب پیامبر(جبران خلیل جبران)
پیشنهادهایی برای شروع و پیشبرد درس ها : محصولات کشاورزی از تولید تا مصرف
- در جلسهٔ گذشته از دانش آموزان خواسته اید که هر گروه دربارهٔ یکی از محصولات کشاورزی تحقیق کنند و نتیجه را به کلاس بیاورند. برای این موضوع کارت هایی را از قبل تهیه کنید و در اختیار آنها قرار دهید.
مثال : کارت ( 1 ) نام گروه:
نام محصول: خرما
منطقهٔ عمده کشت: ………………
شرایط کشت :……………………
کارت ) ٢ ( نام گروه:
نام محصول: خیار ، گوجه، بادمجان
منطقهٔ عمده کشت: ………………
شرایط کشت: ……………………
- روی کارت نام این محصولات را قید کنید: خرما، پسته، گندم، برنج،( خیار، گوجه فرنگی، بادمجان )پرتقال، (نخود ، لوبیاو عدس)، سیب، انار، زعفران
-هر کارت را به یک گروه بدهید. دانش آموزان را راهنمایی کنید که از کتابخانهٔ مدرسه و یا پرس وجو از بزرگ ترها تحقیق خود را انجام دهند.
معمولاً محصولاتی مانند خرما و پسته و برنج در کشور مناطق خاصی دارند امّا محصولات جالیزی تقریباً در بیشتر مناطق کشاورزی ایران کشت می شوند و دانش آموز می تواند منطقهٔ زندگی خود را هم بنویسد.
از نمایندهٔ گروه ها بخواهید پاسخ را بخوانند. در همین حال شما می توانید فعالیت شماره 1 کتاب را اجرا کنید و از بچه ها بخواهید تا غلات، حبوبات و محصولات جالیزی را طبقه بندی کنند. پس از جمع بندی موارد تحقیق دانش آموزان توضیحات تکمیلی در مورد انواع محصولات و منطقهٔ کشت آنها ارائه کنید. این توضیحات حتماً با نقشه و ارجاع دانش آموزان به نقشهٔ دیواری ونقشه های کتاب انجام شود. سپس دانش آموزان را متوجه تفاوت دو فعالیت مهم »زراعت و باغداری« کنید.
-در مرحلهٔ بعد دانش آموزان را متوجه اهمیت غلات که نقش حساس و مهمی در غذای همهٔ جوامع دارند، کنید و ازدانش آموزان بخواهید نمودار صفحهٔ 29 کتاب که تولید گندم کشور را در سال های مختلف نشان می دهد را بخوانند و فراز و فرودهارا نیز مقایسه کنند. سؤال کنید در چه سالی بیشترین میزان تولید گندم و در چه سالی کمترین میزان را داشته ایم؟
-کارت هایی را که دانش آموزان تکمیل کرده اند، دوباره به آنها برگردانید و سپس بخواهید روی یک نقشهٔ A3 استان های ایران که قبلاً کپی گرفته و در اختیار آنها گذاشته اید، نام محصول را در منطقهٔ کشت همان محصول بگذارند. برای مثال پسته را در استان های کرمان، سمنان، فارس و …، سپس از دانش آموزان بخواهید فعالیت شمارهٔ 7 کتاب را که کاربرگهٔ نقشه است به منظور تکمیل کار انجام دهند. با توضیح اینکه در تمام طول سال با شرایط گلخانه ای می توان محصولات کشاورزی تولید کرد و با توجه به اینکه بچه ها معمولاً تجربه ای از مصرف محصولات گلخانه ای )مثلاً: خیار، توت فرنگی، گوجه فرنگی و …( دارند توجه آنها را به این نوع کشت جلب کنید. ویژگی های شرکت گلخانه ای را توضیح دهید.
- از بچه ها بخواهید فعالیت 2 و 3 کتاب را به عنوان فعالیت خارج از مدرسه انجام بدهند. برای انجام این فعالیت های کاوشگری نیز از خانواده ها کمک بگیرید.
-در صفحهٔ 32 کتاب دو مهارت مهم مصاحبه کردن و رسم نمودار از فعالیت های کاوشگری آموزش داده می شود. ابتدا از دانش آموزان بخواهید فعالیت شماره 5 را که طرح سؤال برای مصاحبه با یک باغدار است انجام دهند. سپس فعالیت شماره 6 را که مربوط به مهارت حسابی و عددی و ترسیم نمودار است انجام دهند.
مساحت باغ آقای رضوانی متر مربع 20,000 10,000 × 2 هر هکتار 10,000 متر مربع
دانش آموزان با انجام این فعالیت پی می برند که از مهارت های ریاضی در زندگی روزمره استفاده کنند.
برای رسم نمودار روی کاربرگه از بچه ها بخواهید که ابتدا میزان محصول را از روی جدول شمارش کنند. برای مثال درسال ( 86- 1385) 5عدد پرتقال نمایانگر تولید 50 تن پرتقال در آن سال است. بنابراین بچه ها از محور عمودی عدد 50 را انتخاب و محور را رسم و سپس آن ستون را رنگ آمیزی کنند.
نکته : در این درس توجه به کار کشاورزی به عنوان یک فعالیت پاک و شریف مورد تأ کید است. بچه ها را به مشاغل مربوط به کشاورزی ترغیب کنید. اهمیت و ارزش این شغل را با توجه به نقل حدیث از امام جعفر صادق )ع( آشکارتر نمایید. از دانش آموزان بخواهید فعالیت را انجام دهند. سخن امام جعفر صادق )ع( تأیید اهمیت کار کشاورزی است. زیرا از یک طرف با زحمت و تلاش انسان همراه است و از طرف دیگر با بهره گیری انسان از نعمت های الهی مرتبط است.
عن الصادق )ع( قال : «ازرعوا و اغرسوا و اللهُ ماعَمِل الناسُ عملاً اَحَلَّ و لا اطیب منه»
سفینه. البحار صفحۀ 549
نکته : پیشنهاد می شود در فرایند آموزش این درس از دو روش زیر نیز بهره گیری شود: 1 بچه ها را به یک باغ یا مزرعه ببرید تا از نزدیک با کشاورز و باغدار گفت وگو کنند و فعالیت کشاورزی را ببینند. بردن دانش آموزان به مزارع گلخانه ای اطراف شهرها نیز بسیار مفید خواهد بود.
2 در صورتی که خانواده یا اقوام دانش آموزان در مشاغل مرتبط با کشاورزی فعالیت می کنند، از آنها دعوت کنید تا دقایقی در کلاس حضور یابند و به پرسش های دانش آموزان درباره کشاورزی پاسخ دهند.
سفر محصولات کشاورزی
فرایند چگونه محصولات کشاورزی به دست ما می رسد را تدریس کنید. در این مرحله بهتر است ابتدا از گروه ها بخواهید چند محصولی را که در مورد آن تحقیق کرده و روی نقشه مکان یابی کرده اند انتخاب کنند و مسیری را که این محصولات طی می کنند تا به دست آنها برسد، رسم کنند.
اجازه دهید از طریق پرسش و پاسخ، دانش آموزان خودشان به این موضوع برسند که برای طی این مسیر به وسایل حمل و نقل، انبار و سردخانه، مغازه برای فروش و غیره نیاز داریم و ضمناً این مسیر با کمک و همکاری مشاغل طی می شود زیرا یکی از اهداف درس آشنایی با مشاغل مرتبط می باشد.
به منظور تعمیق یادگیری فرایند تولید به مصرف از دانش آموزان بخواهید کاربرگهٔ شماره 9 کتاب را انجام دهند.
|
6 |
8 |
7 |
|
4 |
1 | |
|
5 |
2 |
3 |
بچه ها را راهنمایی کنید تصویرهای کاشت و داشت و برداشت را رنگ آمیزی کنند یعنی تصویر ( 1) کاشت تصویر ( 2) داشت و تصویر 3 و 4 برداشت.
نکته : درست مصرف کنیم
از نکات کلیدی این درس نگرش صحیح دانش آموزان به مصرف بهینه و صحیح است. برای این بخش توصیه می شود بحث گروهی در کلاس ترتیب دهید و بگذارید از طریق بحث و اظهارنظر اهداف ارزشی، درونی شود. شما می توانید برای آغاز بحث سؤالی را مطرح کنید برای مثال: آیا تاکنون به مهمانی هایی رفته اید که در آن غذا اسراف شده باشد؟ آیا در محیط کوچه و خیابان و خانه به مواردی از اسراف غذا برخورد کرده اید؟ نظر شما چیست؟
-با استفاده از روش های تأثیرگذار دانش آموزان را به اهمیت کمک به افراد مستمند و گرسنگان ترغیب کنید. شکرگزاری از خداوند در هنگام خوردن غذا یکی از آداب پسندیده است که در سایر ادیان نیز وجود دارد، اما شاید کمتر به عادتی برای ما تبدیل شده باشد. به همین دلیل توصیه می شود این امر به خوبی آموزش داده شود.
- در این بخش از آموزش شما قویاً نیاز به همراهی خانواده دارید. سعی کنید خانواده ها را به وسیله نامه یا جلسه حضوری در جریان موضوع مصرف صحیح و پرهیز از اسراف قرار دهید و از آنها بخواهید که خود آنها این موارد را در خانه رعایت کنند.
-فعالیت های شماره 8 و 10 جنبه خلاقیت دارند. از بچه ها بخواهید در باره محصولی که دوست دارند بکارند فکر کنند و دلایل خود را بازگو نمایند.
-درست کردن پوشه و یا جمع آوری خبر از روزنامه ها و مجله ها نیز جزء فعالیت های خارج کلاس است که به هدف تعمیق یادگیری های بچه ها دربارهٔ کشاورزی و بیان احساس و واکنش فردی آنها نسبت به موضوع مصرف صحیح غذا طراحی شده است و شایسته است توسط دانش آموزان انجام شود.
معنی و مفهوم ابیات شعر: شیر خدا
۱) حضرت علی (ع) در شجاعت همچون شیر بود و سرور همه اعراب بود.و علاقه ی زیادی به راز و نیاز در شب داشت.
۲)شب رازدار گفتگو و مناجات حضرت علی (ع) با خداست . و تاریکی شب پوشاننده ی این اسرار است.
3)شب صدای راز و نیاز حضرت علی (ع) و نیز عشق الهی را که مانند چشمه ای در وجود او می جوشید،شنیده است.
4)راز و نیازهایی که هنوز در گوش مسجد کوفه مانده است و او را از خود بی خود می کند.
5)از آن زمان که سپیده ی سحر تاریکی شب را به روشنی روز در آورد. حضرت علی (ع) را بیدار و مشغول راز و نیاز دیده است.
6)او همان ناشناسی است که در دل شب برای یتیمان غذا و شام می برد.
7)عاشقی که در شب هجرت به جای پیامبر در بستر خوابید و از خطر نترسید کسی غیر از حضرت علی(ع) نبود.
8)آن صبح دمی که حضرت علی (ع) می خواست برای نماز به مسجد برود ، حلقه ی در از رفتنش جلوگیری کرد.
9)در حالی که در ، مانع رفتن او می شد ، می گفت:«ای علی از این رفتن صرف نظر کن و از این در عبور نکن.
10)شب زنده داران مست دوستی و ولایت تو هستند. جان تمام مردم فدای تو باشد علی.
اخلاق پسندیده:آداب سخن گفتن پیامبر اعظم(ص)
پیامبر هرگز بدون جهتسخن نمىگفت، و اگر سخنى مىگفت بیشتر جنبه موعظه و پند داشت، یا مطلبى را مىآموخت و یا به معروف و خیرى امر مىکرد و یا از شر و منکرى مردم را باز مىداشت، تمامسخنانش سودمند و یک کلمه، نه بلکه یک حرف، پوچ و بىارزش نبود، زیرا خوب مىدانست که: «و ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید» وانگهى پیامبر اسوه است و الگو و اوست انسان کامل. پیامبر کسىاست که نخستین آفریده پروردگار، نور مبارکش است: «اول ما خلقالله نورى» پس، از این نور کامل چیزى تراوش نمىکند جز نور، و هر چه مىگوید گفته خدا است «و ما ینطق عن الهوى ان هو الا وحىیوحى». پیامبر هرگز از ذکر خدا غافل نمىشد. در روایت است: «ولایجلس و لایقوم الا على ذکر» او نمىنشست و برنمىخاست جز با ذکر و یاد خدا. پیامبر در هر آن قرین و همنشین ذکر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گوید. او خود ذکر خدا را کفاره مجلس مىدانست و اعلام مىداشت که اگر در مجلسى یاد خدا نباشد یا ذکرى از اهل بیت که آن نیز یاد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم. و اگر حضرت مىخندید از تبسم تجاوز نمىکرد «جل ضحکه التبسم» زیرا قهقهه و خنده با صدا با شئون انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان کامل و چه رسد به اشرف مخلوقات.
پیامبر آرام و آهسته سخن مىگفت و هیچ گاه فریاد نمىزد و صدا را بلند نمىکرد. و مجلس آن حضرت نیز از چنان آرامشى برخوردار بود که عین ادب و تواضع است و کسى در مجلس پیامبر بلند سخن نمىگفت «و اغضض من صوتک» و دستور هم همین بود که کسى صدایش را بالاتر از صداى رسول الله نکند «لاترفعوا اصواتکمفوق صوت النبى» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مىگفت لذا مجلسش بسیار آرام و باوقار بود که حتى صداى به هم زدن بال پرنده به گوش مىرسید. «لایقطع على احد کلامه» هرگز سخن کسى را قطع نمىکرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مىداد و پس از تمامشدن سخنش آرام پاسخش را مىگفت. و چنان اصحابش را تربیت کرده بود که هرگاه لب مبارکش به سخن وا مىشد، تمام حاضران ساکت مىشده و سرا پا گوش مىشدند «کان على رووسهم الطیر» و هرگاه سخن حضرت تمام مىشد بدون آنکه سخنانشان با هم تزاحم کند، با هریک به نوبت حرف مىزد.
منبع:
فضایل و سیره فردی رسول خدا(ص)- گوشه ای از اخلاق عظیم پیامبر- استاد محمد جواد مهری
اخلاق پسندیده: آداب پیامبر اسلام (ص) در غذا خوردن
پيامبر عظيم الشان اسلام, حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه و آله) در نيک خوري, اندک خوري و انتخاب غذاهاي مناسب براي انسان, الگوي تمامي مسلمانان بود؛ بدين خاطر چه شيرين است که به مطالعه سير ه آن حضرت در خوردن و آشاميدن بنشينيم و خورشيد درخشان محمدي را فرا راه زندگي خويش مي سازيم.
آداب خوردن و آشاميدن پيامبر(ص)
چون سفره گسترده مي شد خداي را ياد مي کرد و مي گفت: «بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اجعلها نعمه مشکوره تصل بها نعمه الجنه». بار پروردگارا اين غذا را نعمتي قرار ده که از عهده شکر آن برآيم و به وسيله آن مرا به نعمت هاي بهشت رهنمون ساز.
و بر سر سفره دو زانو مي نشست و دو پايش را جمع مي کرد, همانگونه که نماز گذار مي نشيند با اين تفاوت که زانو روي زانو و روي يک پهلو مي نشست و مي گفت: همانا من بنده ام و همچون بنده مي نشينم و غذا مي خورم.
غذاي داغ نمي خورد و مي گفت: غذاي داغ برکت ندارد خداوند آتش را غذاي ما قرار نداده.
با سه انگشت غذا مي خورد و گاهي از انگشت چهارم کمک مي گرفت و پس از آنکه غذايش را ميل مي فرمود, ظرف غذا را تميز مي كرد و مي گفت: پايان غذا پر برکت است.
چون از غذا خوردن فارغ مي شد خداي را مي خواند و مي گفت:«اللهم لک الحمد اطعمتَ و اشبعتَ و سقيتَ وارويتَ. لک الحمد غير مکفور و مودع و لامستغني عنه». بار خدايا ترا سپاس مي گويم به خاطر آنکه مرا غذا دادي و سيرم ساختي, نوشاندي و سيرابم نمودي. حمد ترا است, حمدي که کفران نشود, آخرين حمد من نباشد و بي نياز از آن نباشم.
و چون به خصوص نان و گوشت ميل مي کرد, دست هايش را خوب مي شست و آنگاه زيادي آب را به صورتش مي کشيد.
در سه نوبت آب مي نوشيد و در آن سه نوبت سه (بسم الله) و در آخر آنها (الحمدالله) مي گفت و آب را سر نمي کشيد, بلکه به نوعي مي مکيد و چه بسا با يک نفس مي نوشيد تا فارغ مي شد و باقي مانده آن را به کسي که طرف راستش بود مي داد, هرچند شخص سمت چپ اش مهمتر بود و مي فرمود: سنت بر اين است که به تو بدهم , اگر تو خواستي به ايشان ايثار مي کني.
داخل ظرف آب نفس نمي کشيد, بلکه هنگام نفس کشيدن دهانش را به سويي مي گرداند.
ظرفي از عسل وشير به حضور آن حضرت آورند, آن را متواضعانه ندانست و ننوشيد و گفت: من حرام اش نمي دانم, ولي افتخار به خوردني هاي دنيوي و حساب فرداي قيامت را نمي پسندم و تواضع را دوست دارم؛ زيرا هر کسي براي خدا تواضع کند, خداوند او را بلند گرداند.
در خانه خیلی با حيا بود, از اهل خانه غذا نمي خواست و اظهار تمايل هم نمي کرد. اگر غذائي مي آوردند, مي خورد و آنچه مي دادند, قبول مي کرد و هر نوشيدني که بود مي نوشيد و فراوان اتفاق مي افتاد که خود بر مي خواست و براي خويش خوردني يا نوشيدني مي آورد.
پيش از خوردن دستانش را مي شست يا وضو مي گرفت و مي فرمود: خجستگي و برکت غذا در وضوي پيش و پس از خوردن آن است.
هنگام غذا خوردن با تواضع روي زمين مي نشست و به چيزي تکيه نمي زد, تا جايي که امکان داشت تنها غذا نمي خورد و مي فرمود: بهترين غذا آن است که دست هاي زيادي به طرف آن دراز شود, براي خوردن دورهم جمع شويد, خجستگي و برکت در اين کار است.
بر سر سفره از آن قسمت غذا که جلوي خودش بود مي خورد اما وقتي خرما ميل مي کرد آن را از جاهاي مختلف ظرف انتخاب مي نمود.
یکصد گناه زبان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اَکثَرُ خَطایا ابنِ آدمَ مِن لِسانِه «بیشترین خطاهای بنی آدم از زبان اوست»
* قطعا گناهان زبان بیشتر از این مقدار است
* کثرت گناهان زبان باید ما را متوجه خطرات عظیم این عضو کوچک که به مثابه یک مار سمی و مهلک در کمین است نموده و عزم ما را بر کنترل آن جزم ترنماید.
- 1دروغ 2 - غیبت 3– خودستایی 4- تمسخر 5 – تهمت 6- فحش 7- کفر گفتن 8- ریاء لسانی 9- تحقیر مردم 10 - تشویق به گناه 11- زور گویی(قلدری) 12- آوازه خوانی 13- منت گذاشتن 14- شوخی زیاد 15- شایعه سازی 16- سوگند زیاد 17- عیب جویی 18- تکفیر مؤمن 19- تصدیق ساحر 20-غش در معامله 21- امر به منکر 22- نهی از معروف 23- اظهار فقر 24- دل شکستن 25- حکم نا حق 26- بد خلقی 27- شوخی با نا محرم 28- تحریف دین 29 - کمک کردن به ظالم 30- لعن و نفرین مسلمانها 31- نمّامی(سخن چینی) 32- جاسوسی بر علیه مسلمین 33- زخم زبان(نیش زدن) 34- سر و صدای آزار دهنده 35- سخنان شرک آمیز 36- بد سخن گفتن با والدین 37- تملق و چاپلوسی38- ایراد سخنان مفسده انگیز39-ایراد سخنان تفرقه انگیز 40 - تطمیع مردم به اخذ رشوه 41- دعوت به پرداخت رشوه 42- تایید ظلم و ظالم 43- لقب زشت گذاشتن 44- جلوه دادن حق به باطل 45- جلوه دادن باطل به حق 46- پاسخ به سوالاتی که نمی داند 47- نصیحت کردن در ملأ (آشکارا) 48- نصیحت بیش از حد 49- گفتن هر آنچه که می داند 50 - غلو در حق ائمه علیهم السلام 51- شعار دادن های بدون 52- علم اهانت به آیات الهی 53- اهانت به اسلام54- اهانت به اهل بیت علیهم السلام 55- لعن و نفرین به شانس واقبال 56- سخن گفتن عمدی در نماز 57- کوچک شمردن گناه خود یا دیگران 58- ریختن آبروی مؤمن 59 - گمراه کردن زنان 60- گفتن سخنان لغو 61- بدعت گذاشتن در دین 62- مذمت کردن مؤمنین و نیکوکاران 63- صحبت کردن های سرد و تلخ و بی روح 64- پرسش از اموری که دانستن آنها گناه است 65- ایجاد زمینه برای ارتکاب گناه دیگری 66- مِراء(جرّ و بحث های بی فایده ونفسانی) 67- هر گونه صدا و سخن در جهت ترساندن مردم 68- تقلید صدا به قصد استهزاء و آزار 69- جزع و شِکوه از مشیت های الهی 70- زیاد ایراد گرفتن از دیگران 71- مدح فاجر(ستایش از گنهکار) 72- گفتن سخن حق در جایی که نباید گفت 73- افشای اسرار مردم یا اسرار خود 74- تهدید و ایجاد رعب و وحشت 75- انداختن کار خود بر گردن دیگران 76- اشاعه فحشاء(پخش نمودن گناهان دیگران) 77- با طنّازی صحبت کردن خانمها با نا محرم و بعضی از محارم 78- شماتت زیاد خطا کاران و مصیبت زدگان 79- گفتن هر گونه خبر و سخن که صحّت آن را نمی داند 80- تعلیم راههای انجام گناه 81- تعلیم امور باطل(سحر و جادو، موسیقی ...) 82- تضعیف روحیه مجاهدان 83- ناامید کردن مردم از رحمت خدا 84- امید زیاد دادن به گنهکاران85- شهادت باطل و دروغ 86- توثیق فاسق(مؤثق جلوه دادن گنهکار) 87- زیاد در خواست نمودن از مردم 88- تحسین و تایید گنهکار 89- گفتن سخنان تحریک کننده شهوت 90- واسطه انجام گناه شدن بین دو نفر 91- تفاخر به آباء و ثروت و فرزندان و ... 92- تایید سخن کسی که صحت کلام او را نمی داند 93- اعتراف به گناه در نزد غیر خدا 94- بد و بیراه گفتن به حوادث بلا گونه 95- ذلیل نمودن نفس خویش(گفتن سخنان ذلّت آمیز) 96- اکرام شخص ثروتمند به خاطر ثروتش 97- اهانت به فقیر به خاطر فقرش 98- بسیاری از تعارفات روزمرّه مثل (قربونت بشم، فدات بشم و ..) 99- کوچک شمردن کارهای خیر دیگران 100- عدم تقیه در جایی که باید تقیه کرد
