اطلاعاتی در مورد مطالعات اجتماعی
زندگینامه شهید بهنام محمدی راد
بهنام در تاریخ 12/11/1345 در منزل پدر بزرگش در خرمشهر به دنیا آمد ریزه بود و استخوانی اما فرز چابک بازیگوش و سرزبان دار.شهریور 59 بود که شایعه حمله عراقی ها به خرمشهر قوت گرفته بود خیلی ها دا شتند شهر را ترک می کردند باور نمی کرد که خرمشهر دست عراقی ها بیفتد اما جنگ واقعاً شروع شده بود بهنام تصمیم گرفت بماند بمباران هم که می شد بهنام 13 ساله بود که می دوید و به مجروحین می رسید.از دست بنی صدر آه می کشید که چرا وعده سر خرمن میدهدمدافعین شهر با کوکتل مولوتف و چند قبضه سلاح (کلاش و ژ3) مفابل عراقی ها ایستاده بودند بعد رئیس جمهور گفته بود که سلاح مهمات به خرمشهر ندهید بهنام عصبانی بود مردم در شلیک گلوله هم باید عنایت می کردند به سقوط خرمشهر چیزی نمانده بود بهنام میرفت شناسایی چند بار او گفته بود ((دنبال مامانم می گردم گمش کردم)) عراقی ها فکر نمی کردند بچه 13 ساله برود شناسایی رهایش میکردند .یکبار رفته بود شناسایی عراقی ها گیرش انداختند و چند تا سیلی آبدار به او زدند جای دست سنگین مامور عراقی روی صورت بهنام مانده بود وقتی بر می گشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود هیچ چیز نمی گفت فقط به بچه ها اشاره می کرد عراقی ها کجا هستند و بچه ها راه می افتادند یک اسلحه به غنیمت گرفته بود با همان اسلحه 7 عراقی را اسیر کرده بود
احساس مالکیت می کرد به او گفتند که باید اسلحه را تحویل دهی می گفت به شرطی اسلحه را تحویل می دهم که به من حداقل یک نارنجک بدهید یا این یا آن دست آخر به او یک نارنجک دادند یکی گفت ((دلم برای عراقی های مادر مرده می سوزد که گیر بیفتند بهنام خندید))برای نگهبانی داوطلب شده بود به او گفتند((به تو اسلحه نمی دهیم ها))بهنام هم ابرو بالا انداخت و گفت ((ندهید خودم نارنجک دارم)) با همان نارنجک دخل یک جاسوس نفوذی را آورد .شهر دست عراقی ها افتاده بود در هر خانه چند عراقی پیدا می شد که کمین کرده بودند یا داشتند استراحت می کردند خودش را خاکی می کرد موهایش را آشفته می کرد و گریه کنان می گشت خانه هایی را که پر از عراقی بود به خاطر می سپرد عراقی ها هم با یک بچه خاکی نق نقو کاری نداشتند گاه می رفت داخل خانه ها پیش عراقی ها می نشست مثل گرولال ها از غفلت عراقی ها استفاده می کرد و خشاب و فشنگ و کنسرو بر می داشت همیشه یک کاغذ و مداد در جیبش داشت که نتیجه شناسایی را یاداشت می کرد پیش فرمانده که میرفت اول یک نارنجک سهم خودش از غنایم را بر می داشت بعد بقیه را به فرمانده می داد .زیر رگبار گلوله بهنام سر میرسید همه عصبانی می شدند که تو آخر اینجا چکار می کنی برو تو سنگر......... بهنام کاری با ناراحتی بقیه نداشت کاسه آب را تا کنار لب هر کدام بالا می برد تا بچه ها گلویی تازه کنند . خمپاره ها امان شهر را بریده بودند و درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود مثل همیشه بهنام سر رسید اما نارحتی بچه ها دیگر تاثیری نداشت او کار خودش را می کرد کنار مدرسه امیر معزی (شهید آلبو غبیش) اوضاع خیلی سخت شده بود ناگهان بچه ها متوجه شدند که بهنام گوشه ای افتاده است و از سر و سینه اش خون می جوشید پیراهن آبی و چهار خونه بهنام غرق خون شده بود و چند روز قبل از سقوط خرمشهر شیر بچه دلاور خوزستانی بالاخره در 28/مهر/1359 پر کشید و امروز آشیانه بهنام این کبوتر خونین بال در قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان شهر آبا و اجدادش مدفون است . ((روحش شاد و راهش پر رهرو باد)) وصیت نامه اولین نوجوان سیزده ساله دفاع مفدس شهید بهنام محمدی بسم الله الرحمن الرحیم من نمیدانم چه بگویم من و دوستانم در خرمشهر می جنگیم به ما خیانت می شود.من می خواهم وصیت کنم هر لحظه در انتظار شهادت هستم . پیام من به پدر و مادر ها این است که بچه های خود را لوس و ننر بار نیاورید از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارند و خدا را فراموش نکنند . به خدا توکل کنند . پدر و مادرها فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید .
اطلاعات کامل درباره ی غملیات بیت المقدس
بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.
اهداف عملیات
مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
- انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
- آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
- خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
- آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.
سخنان رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید رئیسعلی دلواری
بخشی از فرموده های حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار اقشار مختلف مردم بوشهر در تاریخ 11/10/70
شجاعت های رئیس علی دلواری و نیز پشتیبانی مردم بوشهر از مبارزات آیت الله سید عبدالحسین لاری و شجاعت های شهید عاشوری از جمله یادگارهای ارزنده تاریخی ایران است و حضور چشمگیر مردم در صحنه های مبارزات و مقاومت در جنگ تحمیلی و پاسداری از مرزهای آبی کشور نشانه هایی از افتخارات مردم دلیر استان بوشهر محسوب می شود.
***********
بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اهالی بخش دلوار در خانه شهید رئیس علی دلواری در تاریخ 13/10/70
رئیس علی دلواری قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس است و ملت ایران همانند شهید رئیس علی دلواری که در مقابل انگلیس ایستادگی کرد، امروز در برابر قدرت های متجاوز به سرکردگی آمریکا ایستاده است و از دشمنان خود هیچ واهمه ای در دل ندارد.
بدون تردید با تفضل خداوند بر ملت های مسلمان، اسلام کاخ های جاهلیت را در تمام دنیا ویران خواهد کرد و مظلومان را نجات خواهد داد.
کشور پهناور ایران اسلامی در راه سعادت، آزادگی، رفع محرومیت ها و به کارگیری استعدادهای عظیم و نهفته به حرکت خود ادامه می دهد و در این مسیر مردم خوب ما باید با روحیه انقلابی و تأسی به احکام نورانی قرآن و اسلام تلاش خود را در راه آبادانی کشور عزیز ایران به کار گیرند.
رهبران مردم در مبارزه با استعمار (سید حسن مدرس)
آیتالله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچهای خواند و سپس برای تكمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجفاشرف گردید و در مدرسه صدر ساكن شد.
سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه كارگری میكرد و از آن راه امرار معاش مینمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدكاظم طباطبایی یزدی استفاده كرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سكونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، سادهزیستی، صراحت كلام و مبارزه آشتیناپذیر وی با متنفذان و مالكان بزرگ اصفهان بود كه همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح میدادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با كمك حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشكیل داد و با مشروطهخواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همكاری داشت.
رهبران مردم در مبارزه با استعمار (شیخ محمد خیابانی)
روز ۱۷ فروردین ۱۲۹۹ قیام مسلحانه شیخ محمد خیابانی علیه دولت وثوق الدوله در تبریز آغاز شد . شیخ محمد خیابانی از جمله مبارزینی بود كه در سالهای پایانی حكومت قاجار در نقاط مختلف كشور به مقابله با استعمار و استبداد پرداخت. خیابانی در 1256 ش. در خامنه ـاز توابع تبریزـ متولد شد. او پس از چند سال كار و تحصیل مقدماتی در روسیه كه محل اقامت پدرش بود به تبریز بازگشت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی علاوه بر فقه و اصول، ادبیات ـ عرب را فرا گرفت و به كسوت روحانیت درآمد. مدتی امام جماعت مسجد جامع تبریز شد و سپس به دوره دوم مجلس شورای ملی كه در آبان 1288 آغاز به كار كرد، راه یافت. هنگام اولتیماتوم روسیه تزاری برای بیرون راندن مستشاران خارجی و ادامه اقامت مستشاران روسی در ایران كه با موافقت احمد شاه رو به رو شد و به تعطیلی مجلس دوم انجامید، شیخ محمد خیابانی به مبارزه علیه حضور استعماری بیگانگان ادامه داد. او طی نطقهای پرشوری در مجلس، نمایندگان را از تسلیم شدن در برابر روسها برحذر داشت. پس از تعطیلی مجلس دوم به تبریز بازگشت و مبارزات سیاسی خود را سازمان تازهای بخشید. مهمترین بخش این مبارزات، قیام وی در برابر پیمان 1919 وثوقالدوله بود. پس از پایان جنگ جهانی اول كه با تخلیه مناطق شمالی ایران از نیروهای روس همراه بود، دولت انگلیس ـ رقیب دیرینه روسـ به بهانههای مختلف، از جمله مبارزه با یكی از دولتهای متحدین (عثمانی) یا مبارزه با نفوذ بلشویسم به ایران، به تقویت روز افزون نیروهای خود در ایران پرداخت و برای تسلط بیشتر و بسط و نفوذ سیاسی و اقتصادی خود دولت وثوقالدوله را برای انعقاد قراردادهای گوناگون تحت فشار قرار داد. یكی از پیمانهای استعماری دربار لندن كه موجب افزایش قابل ملاحظه سلطه سیاسی انگلیسیها در ایران شد، پیمان موسوم به «قرارداد 1919» بود. به موجب این قرارداد كه در مرداد 1298 با دولت وثوقالدوله منعقد شد، امتیاز راهآهن و راههای شوسه در سراسر كشور به انگلیس واگذار شد و ارتش و دستگاه مالیه ایران زیر نظر مستشاران سیاسی و اقتصادی بریتانیا قرار گرفت. كابینه وثوقالدوله به دنبال تحمیل این قرارداد ننگین با موج مخالفتهای عمومی و اعتصابات صنفی و كارگری در كشور سقوط كرد. روحانیون مبارز از جمله شیخ محمد خیابانی و سید حسن مدرس در جریان مخالفتها و اعتراضات عمومی مردم علیه پیمان 1919، به وثوق الدوله كه عاقد این پیمان بود، به شدت اعتراض كردند.
این افشاگریها به شناخت بیشتر مردم از ماهیت اهداف بیگانگان در ایران انجامید. شیخ محمد خیابانی در آستانه انتخابات دوره چهارم مجلس، مردم را از رأی دادن به سیاسیون وابسته به انگلیس یا روسیه برحذر داشت. او قرارداد 1919 را مضر به حال مملكت و ناقض حاكمیت ملی و استقلال ایران خواند و در تهران با وعظ، خطابه و نگارش مقاله به تشریح ابعاد خطرناك این پیمان پرداخت. او برای واداشتن وثوقالدوله به لغو معاهده، در بهار 1299ش. به مبارزه مسلحانه روی آورد و در روزهای میانی فروردین همان سال در برنامهای از پیش طراحی شده، تمامی ادارات و مراكز دولتی تبریز را تصرف كرد. وی با گسترش این قیام به دیگر شهرهای آذربایجان، توانست، این خطه را از حاكمیت دولت وثوقالدوله خارج سازد.
در كشاكش قیام شیخ محمد خیابانی، دولت وثوقالدوله سقوط كرد و كابینه مشیرالدوله زمام امور را به دست گرفت. مشیرالدوله برای پایان دادن به قیام خیابانی، مخبرالسلطنه حاكم تبریز را مأمور فرو نشاندن این قیام كرد. مخبرالسلطنه پس از چند دوره مذاكره بیحاصل با شیخ محمد خیابانی، سرانجام به كمك قوای قزاق عملیات نظامی بزرگی را علیه نیروهای وفادار به خیابانی به راه انداخت. در جریان این نبرد نیروهای شیخ سركوب شده و شیخ محمدخیابانی نیز در 22 شهریور 1299 به شهادت رسید.
گوتنبرگ کیست؟
یوهانس گوتنبرگ، (متولد حدود ۱۳۹۸ ماینتز، درگذشت ۳ فوریه ۱۴۶۸ ماینتز)، زرگر آلمانی و اولین مخترع ماشین چاپ و کلاً صنعت چاپ در اروپا بود.
از یوهان گوتنبرگ اغلب به عنوان مخترع صنعت چاپ یاد میشود اما آنچه را كه او انجام داد ابداع اولین روش استفاده از حروف چاپی قابل جابجایی و ماشین چاپ بود كه این امكان را فراهم میآورد تا بتوان مطالب نوشتهشدهٔ گوناگون را با سرعت و دقت به چاپ رساند. البته این صنعت ۴۰۰ سال قبل از وی توسط یک بازرگان چینی به نام بی شنگ استفاده میشد و حدود ۲۰۰ سال قبل نیز در کره مورد استفاده قرار میگرفت.
مهمترین اثر گوتنبرگ انجیل گوتنبرگ یا انجیل ۴۲ سطری است، که از لحاظ زیبایی خطی و کیفیت صنعتی آن در زمان خودش انجیلی بینظیر بود.
گوتنبرگ ظاهراً كاسب خوبی نبوده و نتوانست از اختراع خود پول زیادی بهدست آورد. او در دعاوی متعددی گرفتار شد كه در یكی از آنها محكوم شد تجهیزات خود را به شریكش یوهان فاست واگذار کند. گوتنبرگ در سال ۱۴۶۸ در ماینز درگذشت.
گالیله کیست؟
گالیلئو گالیله (به ایتالیایی: Galileo Galilei) دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیائی در سدههای ۱۶ و ۱۷ میلادی بود . گالیله در فیزیک ، نجوم ، ریاضیات و فلسفه علم تبحر داشت و یکی از پایه گذاران تحول علمی و گذار به دوران دانش نوین بود . از شهرت وی به دلیل تایید نظریه کوپرنیک مبنی بر مرکزیت نداشتن زمین در جهان است که منجر به محاکمه وی در دادگاه تفتیش عقاید شد . گالیله با تلسکوپی که خود ساخته بود به رصد آسمانها پرداخت و توانست جزئیات سطح ماه را مشاهده کند. زندگینامه: گالیله در ۱۵ فوریه ۱۵۶۴ در شهر پیزای ایتالیا به دنیا آمد. پدر گالیله، وینچنزو (Vincenzo Galilei) از موسیقیدانان به نام بود گالیله در ۸ ژانویه ۱۶۴۲ (میلادی) در سن هفتاد و هفت سالگی درگذشت. محاکمه گالیله در کلیسا: در سال ۱۶۱۰ انتشار یافتههای علمی وی در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود همخوانی نداشت. وی شش سال بعد رسما از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار میگرفت. سرانجام گالیله علیرغم اعتقاد درونی اش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان است دستاوردها: گالیله در پیدایش شیوه علمی سنجش و بررسی نقش مهمی داشت. به باور گالیله یکی از برجسته ترین دانشمندان رنسانس در اوایل قرن ۱۶ «بدون ابزار شناخت علمی نمیتوان به علم دست یافت.» او معتقد بود که: «برای شناخت علمی بجای گمانه زنی ، باید هر چیز را اندازه گیری و سنجش کرد. آنچه را که نمیتوان اندازه گرفت را نیز باید کوشش کرد که قابل اندازه گیری کرد.» • برخی گالیله را مخترع تلسکوپ میدانند. در سال ۱۶۰۹ شایع شد که در سوئیس با ترکیب عدسیها توانستهاند وسیلهای برای مشاهده اشیای دور دست اختراع کنند . وی در همین سال توانست اولین تلسکوپ خود را با ترکیب کردن چند عدسی بسازد که از قدرت کمی برخوردار بود اما گالیله با آن توانست مشاهدات علمی فراوانی کند. • گالیله نخستین کسی بود که چهار ماه سیاره مشتری را رصد کرد. • با رصد راه شیری گالیله دریافت که تعداد ستارگان این مجموعه بیشتر از آن است که قابل شمارش باشد. • گالیله نخستین کسی بود که جزئیات سطح ماه را با تلسکوپ مشاهده و ثبت کرد. وی همچنین دریافت که نور ماه حاصل انعکاس نور خورشید است و این نور از خودش نیست
آشنایی کلی با رودهای معروف جنوب
رودخانه كارون:
سرچشمه اصلي رودخانه كارون از زردكوه بختياري سرچشمه مي گيرد وپس از ورود به شهرستانهاي ايذه و مسجد سليمان در شمال شهر شوشتر به دو شاخه با نام هاي شطيط و گرگر تقسيم شده و شهر شوشتر را مانند جزيره اي در بر مي گيرد . اين دو شاخه در جنوب شهر شوشتر در محلي بنام بند قير دوباره به هم پيوسته و با پيوستن به رودخانه دز به راه خود ادامه مي دهند وپس از عبور از شهر اهواز در نزديكي خرمشهر به دو شاخه تقسيم مي گردد شاخه شرقي آن بنام بهمنشير با عبور از شمال شرقي آبادان و شاخه ديگر آن با گذر از خرمشهر به اروند رود پيوسته و به خليج فارس مي ريزند.
- رودخانه كرخه:
رودخانه كرخه از دامنه هاي جنوبي الوند در همدان سرچشمه گرفته، و بعد از پيوستن رودخانه قره سو از استان كرمانشاه به آن، وارد استان لرستان مي گردد.اين رودخانه پس از ورود به خوزستان ، كرخه ناميده مي شودو پس از گذشتن از شهرستانهاي شوش و دشت آزادگان به هورالعظيم مي پيوندد.
- رودخانه هنديجان:
اين رودخانه از اتصال رودخانه هاي زهره و خيرآباد بوجودآمده است. رودخانه زهره از ممسني (دراستان فارس) و رودخانه خيرآباد از استان كهگيلويه و بويراحمد سرچشمه مي گيرند.اين دو رودخانه در بخش زيدون بهبهان به هم متصل شده و پس از عبور از شهر هنديجان ، به خليج فارس مي ريزد.
رودمند
این رود از ارتفاعات چهل چشمه در شمال غربی شیراز سرچشمه میگیرد . آب این رودخانه به جز علیای آن که شیرین است ،قابل استفاده نیست و هرچه به خلیج فارس نزدیکتر میشود شوری آن بیشتر میشود. این رودخانه دائمی است و از نظر طول پنجمین رودخانه ایران است. این رودخانه پس از طی 685 کیلومتر و عبور از دهستانها و شهرستانهای بسیار و مخلوط شدن ریزابهها و رودخانههای فراوان سرانجام در ۵۶ کیلومتری جنوب غربی خورموج در خور زیارت استان بوشهر به خلیج فارس میریزد.
رودخانه سرباز (باهوكلات)
از پرآبترين رودهاى بلوچستان و از كوه بيرگ در شمال زابل و كوههاى بمپور سرچشمه مىگيرد و نواحى سرباز، باهوكلات، دشتيارى و پيشين را مشروب و به خليج گواتر در درياى عمان مىريزد.
رود شور :
از کوههای " داراب " سرچشمه گرفته ودر شرق بندرخمیر به خلیج فارس وارد می شود .
GetBC(498);
آشنایی با رودهای جنوب (رود سرباز)
رودخانه سرباز يكى از پرآبترين رودخانه هاى اين بخش و حتى استان محسوب مى گردد.که از کوه های منطقه سرباز جریان پیدا کرده و به سد پیشین منتهی می شود و از سد پیشین به بعد با اسم باهوکلات در قسمت بندر گواتر چابهار به دریای عمان می ریزد
مشخصات رودخانه سرباز:
طول رودخانه: 313 كيلومتر، ارتفاع سرچشمه: 1450 متر، ارتفاع ريزشگاه: صفر، شيب متوسط: 0/5 درصد، مسيركلى: جنوب شرقى.
مساحت حوضه آبريز رودخانه سرباز :
مساحت حوضه آن در نقاط مختلف، متفاوت است، بطوريكه در ايستگاه سرباز برابر با 2193 و در پيردان 2440، در دپكور 2721، در محل الحاق رودخانه حيط 3283، زيرپشامگ 3769، زير چراغان 3916، و در راسك 3990 كيلومتر مربع مى باشد.
دبی رودخانه سرباز:
به مقدار آبى كه در مدت يك ثانيه، از يك نقطه رودخانه مىگذرد بده يا دبى آن رودخانه گفته مىشود.
دبی متوسط ساليانه رودخانه سرباز:
در محل ايستگاه اندازه گيرى پيردان 2/72 مترمكعب در ثانيه، در محل اندازه گيرى ايستگاه پيشين 6/63، و در باهوكلات 7/91 متر مكعب در ثانيه است. متوسط حجم ساليانه آب رودخانه نيز در محل ايستگاه پيردان 85/8، و در باهوكلات 249/5 ميليون مترمكعب است.
GetBC(497);
آشنایی با رودهای جنوب (رود مند)
مند (رود)
|
رودخانه مند | |
|
سرچشمه |
ارتفاعات فارس |
|
ریزشگاه |
خلیج فارس |
|
طول |
۷۳۵ کیلومتر |
|
میانگین بده |
۱۵۴۰ میلیون متر مکعب |
|
دبی |
۴/۳۹ متر مکعب بر ثانیه |
|
حوضه آبریز |
۴۸۴۰۰ کیلومتر مربع |
رودخانه مند رودخانهایست با شاخههای متعدد که شاخه اصلی آن به نام رودخانه قرهآغاج از استان فارس سرچشمه میگیرد و پس از ورود به استان بوشهر به خلیج فارس میریزد. نام قدیمی آن نهر سکان (ثکان) نیز بودهاست. این رودخانه دائمی است و از نظر طول پنجمین رودخانه ایران است.
این رود ۶۸۵ کیلومتر طول دارد و مسیر کلی سرچشمه آن از ارتفاعات شمال غربی شیراز به سمت جنوب شرق و سپس جنوب غرب و در انتها مغرب میباشد. مسیر عبوری این رود شهرستانهای شیراز، جهرم، فیروزآباد در استان فارس و جم، دشتی و دیر در استان بوشهر است و از به هم پیوستن رودخانههای قره آغاج، فیروزآباد، رود شور جهرم و دارالمیزان، سیمکان و شورمکان در استان فارس و رودخانههای باغان، سنا، رود شور خورموج، اهرم، دشت پلنگ (از ارتفاعات دهرود دشتستان) در استان بوشهر تشکیل یافتهاست.
این رودخانه از کوههای انار و خانی یک واقع در دهستان کوهمره در ۷۵ کیلومتری باختر شمالی شیراز و ۲۸ کیلومتری شمال شرقی کازرون سرچشمه میگیرد و به نام رودخانه قره آغاج به سوی جنوب شرقی سرازیر میشود و پس از مخلوط شدن با رودخانه زاخرد به دهستان سیاخ وارد میگردد و مسیر خود را به سوی جنوب شرقی طی میکند. این رودخانه پس از طی مسیری طولانی و عبور از دهستانها و شهرستانهای بسیار و مخلوط شدن ریزابهها و رودخانههای فراوان سرانجام در ۵۶ کیلومتری جنوب غربی خورموج در خور زیارت به خلیج فارس میریزد.
بعلت شیب کم و بازایستادن حرکت آب آن در مسیر منتهی به خلیج فارس آنرا ماند یا مند و ناحیه مجاور آنرا مندستان نامیدهاند. و چون از دهی قدیمی بعد از کارزین، بنام «سِکّ» میگذرد سکان نامیده شدهاست. اسامی دیگر آن سیتاکوس میباشد که این نام باقیمانده سلوکیان است بنا به نقل اقتداری، نئارخوس از فرماندهان اسکندر در مسیر رفتنش از کیش به خوزستان از این رود گذشته و سپس به مزامباریا (ریشهر یا بندر کنونی بوشهر) رسیدهاست.
نوروز در افغانستان
در افغانستان جشن نوروز طبق سنتها برای مدت دو هفته برگزار میشود و مردم از چند روز قبل (حداقل قبل از چهارشنبه سوری) برای آغاز این جشن آماده میشوند.
جشنها
جشن گل سرخ
جشن گل سرخ (میله گل سرخ) یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گلهای سرخ اجرا میشود و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف میآیند. این مراسم به طور همزمان با مراسم جهنده علی (یا ژنده علی) انجام میشود. مراسم جهنده علی، مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت علی ابن ابی طالب در مسجد مقدس این شهر که گفته میشود آرامگاه این امام است اجرا میشود. این مراسم با برافراشتن یک علم (که ترکیب رنگ آن به درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی میگویند) در حرم منسوب به امام علی و در اولین روز سال اجرا میشود. جشن گل سرخ برای چهل روز در دشتهای لاله و حرم ادامه مییابد.
جشن دهقان
در این مراسم که در روز اول سال اجرا میشود کشاورزان به شهرها میآیند و تولیدات خود را به نمایش میگذارند. در سالهای اخیر این مراسم تنها در کابل و برخی شهرهای بزرگ اجرا میشود و حتی شخصیتهای بلند پایه حکومتی نیز در تماشای آن شرکت دارند.
خوراکهای ویژه نوروز
مردم برای روزهای نوروز به ویژه شب سال نو اقدام به پخت غذاهای خاصی میکنند. معمولاً غذای سبزی چلو در این شب پخته میشود. نانواییها نیز در این روزها نوعی کلوچه میپزند که به آن کلوچه نوروزی میگویند و فقط در نوروز پخته میشود.
هفت میوه
در افغانستان به جای هفت سین مردم به آماده کردن هفت میوه میپردازند. هفت میوه چیزی شبیه به سالاد میوه است که از هفت نوع میوه خشک مختلف تشکیل شده. این هفت میوه عبارتند از: کشمش، سنجد، پسته، فندق، قیسی(زردآلوی خشک) و گردو یا آلو.
سمنو
زنها در طول شب یک مراسم خاص برای سمنو میگیرند و از اواخر عصر تا صبح روز بعد مشغول پختن آن هستند و شعری به این مضمون را تکرار میکنند:
«سمنک در جوش، ما کفچه زنیم، دیگران در خواب، ما دفچه زنیم!»
سرگرمیها
چهارشنبه اول سال
مردم افغانستان در چهارشنبه اول هر سال به دامان طبیعت میروند.
تماشای دشتهای ارغوان
ساکنین کابل در طول دو هفته اول سال برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان میروید میروند.
بزکشی
در طول مراسم و جشنهای مختلف معمولاً مسابقات بزکشی نیز انجام میشود. این مسابقات معمولاً در ولایتهای شمالی افغانستان و کابل اجرا میشود.
سیزده بدر
مردم هرات علاوه بر چهارشنبه اول سال در روز سیزده فروردین نیز به گردش در طبیعت میپردازند.
جشن نوروز در ترکمنستان
در ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید، دوبار در سال جشن نو گرفته میشود. یکی از این جشنها با استناد به تقویم میلادی که به تائید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته میشود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه احیای دوبارهٔ آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.
عید نوروز در ترکمنستان جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تامین میکنند و به همین دلیل کشاورزان دامنههای کوه "کپت داغ" و کنارههای آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن میگیرند. به اعتقاد مردم ترکمنستان، زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامید.
مردم ترکمنستان دراین ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازیهای مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن میدهند.
در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار میشود که میتوان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی اشاره نمود.
دید و بازدید از یکدیگر در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار میباشد.
در موقعیت فعلی که کشور ترکمنستان در صدد احیای دوباره آداب و رسوم قدیمیمیباشد، برگزاری عید نوروز به عنوان جشن ملی در این کشور نشان از توجه مقامات ترکمنستان به این امر دارد.
جشن نوروز در پاکستان،عراق و ترکیه
نوروزدرپاکستان
نوروز پاکستان را «عالم افروز» می نامند. به معنای روز تازه رسیده که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می کند. پاکستانی ها به سالنمای نوروز اهمیت خاصی می دهند، به همین علت گروه ها و دسته های مختلف دینی و اجتماعی در صفحات اول تقویم هایشان به توضیح نوروز و ارزش و اهمیت آن می پردازند و این تقویم را در پاکستان «جنتسری» می نامند. از آداب و رسوم عید نوروز میان مردم پاکستان می توان به خانه تکانی، پوشیدن لباس نو، تهیه انواع شیرینی مثل «لدو»، «گلاب حامن»، «رس ملایی»، «شکرپاره»، «کریم اول» و... اشاره کرد. پاکستانی ها معتقدند هدف اصلی از برگزاری نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگه داشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است.
نوروزدرعراق
چند سال است که کردهای عراق به خودمختاری نسبی دست یافته اند. صبح روز عید، مراسم نوروزی در پای کوه «مامه یار» در سلیمانیه بر مزار پدر فرهنگ مردم کردستان استاد «پیره مرد» با به صدا در آوردن طبل های بزرگ و شرکت هزاران نفر برگزار می شود. در این روز شخصی که شبیه به پیره میرد است، نوه دختری اش را گرفته و به طور سمبلیک از مزار خارج می شود و هلهله به راه می افتد
نوروزدرترکیه
ترک ها به تازگی نوروز را جشن ملی خود اعلام کرده اند. پیش از این، کردهای این کشور مخفیانه این رسم کهن را به جای می آوردند. در روزگاری که در این کشور نوروز را به صورت همگانی جشن می گرفتند، حکیم باشی برای پادشاهان معجون شفابخش درست می کرده و باقی مراسم مانند جشن نوروز در مناطق دیگر انجام می گرفته است. امروزه کردهای ترکیه هفت سین می چینند و به دلیل هم مرز بودن با ایران، بسیاری از رسوم ایرانی را به جا می آورند
عید نوروز در آذربایجان
عید نوروز در جمهوری آذربایجان همسایه شمالی ایران از اهمیت ویژه ای برای مردم این سرزمین برخوردار است.
عید نوروز که فرهنگها و باورهای باستانی مردم آذربایجان و ارزشهای اسلامی را در خود جمع کرده ، به عنوان عید رسمی و ملی جمهوری آذربایجان بین مردم ارزش خاصی دارد. در زمان شوروی سابق ممنوع بود اما مردم در چارچوب محیط خانواده و محل زندگی توانستند این عید را زنده نگه داشته اند.
علیرغم سیاستهای کمونیستی، مردم آذربایجان در عمق ضمیر خود آداب و رسوم و باورها و اعتقادات دینی خود را حفظ میکردند. برای اولین بار، در سال ۱۹۶۷ بود که "شیخعلی قربانف" متفکر آذربایجان سعی کرد عید نوروز به صورت کاملا آشکار از طرف مردم برگزار شود ولی او و برخی از گروهها مورد تعقیب دولت شوروی قرار گرفته و از کار برکنار شدند و از آن به بعد نیز به برگزاری عید نوروز اجازه داده نشد.
علی رغم ممنوعیتهای برگزاری عید در آذربایجان، به مناسبت عید نوروز نغمه و داستانسرایی میشد و این مسئله حتی در نامگذاری بچه هایی که در این ایام به دنیا میآمد نیز تاثیر می گذاشت.
"عید نوروز در شهر باکو"
پس از استقلال جمهوری آذربایجان در ۱۸ اکتبر ۱۹۹۱ عید نوروز از خانهها به محلهها و سپس به میادین شهرها گسترش یافت و تبدیل به یک آئین و مراسم رسمی شد.
در سال جاری هیئت دولت آذربایجان، بمناسبت این عید 8 روز تعطیل رسمی اعلام کرد. این تصمیم دولت باکو به دنبال استقبال گسترده مردم این کشور از برگزاری آئینهای عید نوروز اتخاذ میشود و روند افزایشی این تعطیلات که ابتدا یک روز و سپس دو و پنج روز بود نشان از آن دارد که مردمان این خطه و در کل آسیای میانه در صدد هستند تا جشن نوروز را که سر بر آورده از خاکسترهای دوران سیادت کمونیسم است ، وارد فرهنگ خود کند.
پیدایش نوروز در فرهنگ آذربایجان
در جمهوری آذربایجان درباره پیدایش جشن نوروز اسطورهها و افسانههای گوناگونی نقل شده است. مثلاً در روایتی آمده است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب سفر میکند افراسیاب از وی به نحو قابل توجهی پذیرایی میکند و حتی دخترش را به عقد وی در میآورد و سیاوش به یاد سفرش از دیار افراسیاب دیوار بخارا را بنا میکند. ولی دشمنان که از این امر ناخرسند بودهاند میان سیاوش و افراسیاب را بر هم زده به طوری که افراسیاب تصمیم به قتل سیاوش میگیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور میدهد جنازهاش را روی کنگرههای دیوار بخارا قرار دهند. زرتشتیان جسد وی را برداشته و در قدمتگاه دروازه شرقی دفن میکنند و مرثیههای بسیاری در وصف سیاوش و مرگش سرودند به طوری که این مرثیهها بین مردم گسترش یافت و در همین سیاوش مرثیهها روز دفن سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند.
فرهنگ عمومی در نوروز
غبارروبی و خانه تکانی منازل، خرید لباس و لوازم خانگی، دادن ضیافت و انجام دید و بازدید و سفرهای نوروزی و برگزاری مراسم ویژه چهارشنبه آخر سال و شب عید ازجمله برنامههای مردم جمهوری آذربایجان درعید نوروز است.
براساس رسوم بعد از پایان چله کوچک، مردم خود را برای استقبال از عید نوروز آماده میکنند. برای اعضای خانه، لباس نو و برای بستگانی که قرار است به دیدارشان رفته شود هدیههایی خریداری میشود. خانمها، دختران و عروسها به خانه تکانی میپردازند. همه سعی دارند تا با خانه ای تمیز، لباسهای جدید و با روحیهای شاداب وارد سال نو شوند. مردم بدون آنکه در جریان سالهای شمسی قرار بگیرند عید نوروز را اول سال میدانند. در آذربایجان برای سفره عید برنج می پزند. در برخی از شهرها و روستاها همانند ایران سفره "هفت سین" میچینند. مردم در حیاط خانهها یا در محلهها، آتش روشن میکنند. با تفنگها و با گلولههای مخصوص به تیراندازی میپردازند و همه جا را روشن میسازند از روی آتش میپرند.
از دیگر خصوصیات بارز عید نوروز آن است که مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد میکنند و طبق آیینهای باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی میکنند و قهر و کینه از میان برداشته میشود. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده بدر برگزار نمیشود.
در آذربایجان رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فالها داده میشود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب و موافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی میشنیدند نیتشان عملی نمیگشته است. بنابر این برمبنای آیین عید مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری میجویند.
مرز ايران و ترکمنستان
مرزهاي کنوني در سال هاي 1335 – 1334 هجري شمسي (1956 - 1955 ميلادي) توسط کميسيون مختلط ايران و شوروي از دهانه خليج حسينقلي (در کرانه جنوب شرقي درياي خزر ) تا دهانه ذوالفقار در مرز مشترک ايران ،ترکمنستان و افغانستان تحديد حدود گرديد. طول مرز ايران و ترکمنستان حدود 1205 کيلومتر شامل حدود 798 کيلومتر مرز خشکي و حدود 407 کيلومتر مرز آبي (رودخانه اي ) مي باشد .
بر اساس قرارداد انتظامات مرزي بين ايران و شوروي (سابق) مرزبانان درجه 1 دو کشور درسه نقطه مرزي توافق شده مستقر و با انجام ملاقات هاي مرزي مسائل و امور مرزي را رسيدگي و حل و فصل مينمايند.
رودخانه هاي مرزي ايران و ترکمنستان عبارتند از : رود اترک در استان گلستان (حدود 195 کيلومتر) _ رود سومبار در استان خراسان شمالي (حدود 45 کيلومتر)_ رود تجن (هريرود ) در استان خراسان رضوي (حدود 167 کيلومتر) ، سد مشترک دوستي در منطقه پل خاتون سرخس بر روي اين رودخانه مرزي احداث گرديده و در حال حاضر نيروي برق و آب آن به صورت مشترک در حال بهره برداري است .
دروازه هاي بين المللي مرزي (مرزهاي زميني) دوکشور درمناطق مرزي 1) سرخس، 2)لطف آباد (درگز ) ، 3) باجگيران و 4 ) پل (اينچه برون ) براي تردد مسافر ومبادله و ترانزيت کالا فعال ميباشد.